الحاج محمد كريمخان الكرماني ( مترجم : ابراهيمى )
599
دقائق العلاج ( فارسي )
فصل ساير دانههائى كه اسم خاصى ندارند بطور كلى اين را مىدانيم كه دانهها در اثر طرطير ملحى كه حرارت در آن اثر كرده و آن را حل كرده و به صورت تيزابهائى كه نتيجه حل شدن نمكهايند درآورده است . و به علت تندى چركزا شده و بهرجا كه برسد آن را چركين مىكند و مىدانيم كه اين دانهها تنها از خون نمىتواند باشد چه خون شيرين و چرب است و نمىتواند پوست را بشكافد و بلغم نيز چنين حدّتى ندارد صفرا نيز به علت لطافتش كه در يك جا قرار نمىگيرد اين خاصيت را ندارد پس اين از طرطير سودائى نمكى است كه حرارت صفرا در آن اثر كرده و آن را تند و تيز مىكند و اگر حرارت آن زياد شود سوزش و التهابش زياد مىگردد و اگر نمكش بيشتر باشد خارش بيشتر دارد . اگر نمك ذوب بشود دانه ، تر است و اگر خشك باشد به صورت خشكريشه پوست پوست درمىآيد و اينهاست آنچه كه مىتوان در اينباره نوشت و ساير مسائل را بايد بر اين قياس كرد . اينك گوئيم اگر سخت و تيره و يا سبز باشد از طرطير جامد است اگر قرمز باشد مىيابيم كه خون يا صفرا در آن شركت دارد و اگر ورم كرده و برآمده باشد و با سوزش باشد از غلبه صفراء است اگر سفيد و نرم باشد از بلغم است اگر كاملا گرد باشد ، از ميعان طرطير و اگر شكلش نامنظم باشد از انجماد آن است داشتن ترشح دليل ميعان ، خشكريشگى دليل خشكى و جامد بودن ، زياد بودن برآمدگى از حرارت و رطوبت و پهن بودن آن از جامد بودن ماده و آميختن با سردى است و اگر چند علامت همراه باشد دليل وجود علتهاى مركب است بنا بر آنچه گفتيم علاج قطعى بيرون راندن طرطير بكمك تربد معدنى مىباشد كه دشمن طرطير ملحى است زيرا اين دو در يك جا جمع نمىشوند اگر نشانى