الحاج محمد كريمخان الكرماني ( مترجم : ابراهيمى )

587

دقائق العلاج ( فارسي )

اندازه نخودى كوچك و يا سه گندم حب مىكنند و به كار مىبرند براى نضج دادن ماده در اين بيماران حب منضج و بعنوان مسهل جيوه شيرين ( كالومل ) و براى روغن‌مالى دهن الزيبق و نيز حب الجدوار و ضماد حجر النيران ، شستشوى با آب جدوار اگر خوردگى گوشت بدن پيدا شود مفيد است و اگر بيمارى شديد باشد شراب السليمانى و حب الزيبق الكافورى و مانند آنها سودمند مىباشد . فصل جمره اين بيمارى ازآن‌رو به اين نام ناميده شده كه مانند جايى كه آتش افتاده مىسوزد و درد مىگيرد ، گفته‌اند كه سببش خلطهاى سوخته يا غليظ سودائى است اما به نظر من اين بيمارى هم مانند كوفت از خلطى ملحى است و مانند خشك‌ريشه مىباشد و يك دمل يا بيشتر دارد كه بزرگ و گزنده مىشود ، گوشت را مىخورد و بسوزش درمىآورد ، استخوان را مىپوساند ، بخار و سوزش از آن بلند مىگردد و آب زردى از آن خارج مىشود ، پوست در اثر آن كم احساس و سياه مىشود و دايره‌هائى كه رنگ آنها طبيعى نيست بر گرد آن پديد مىآيد بدن گرم مىشود اما بيمار تشنه نيست و در پيشابش كفهاى سياهرنگى ديده مىشود و مدفوعش فوق‌العاده بدبو مىگردد . براى درمان اين بيمارى اول بايد ماده را نضج بدهند و انواع ترياق را مىتوان به كار برد تا وقتىكه آنچه خارج‌شدنى است خارج شود و شدتش فرو - بنشيند سپس بهنگام خواب آب انار و حب الشفاء بايد بخورند و بر محل دمل جدوار با عرق بارهنگ بمالند و اگر گوشت اطراف آن خورده شد با فاروق - الحاد بايد آن را بسوزانند و مغز حرام و پيه بر آن بگذارند تا ماده را جذب