الحاج محمد كريمخان الكرماني ( مترجم : ابراهيمى )
558
دقائق العلاج ( فارسي )
باشد بلخيه مىنامند ، اگر آب زردى از او بيايد نار الفارسية نام دارد و اگر در رنگ و گردى مانند بطم ( ميوه درخت سقز ) و از ساقها سر بزند بطميه ناميده مىشود كه اگر در تب دق بروز كند بيمار در روز چهارم خواهد مرد و اگر مانند گندم ديوانه ( شيله ) كوچك و دراز و سياه باشد دانه شيلم خوانده مىشود ، اگر در شقيقه و به صورت دمل بوده و در اثر خراش دادن خونى از آن بيرون نرود بلكه تمام گردد بثور الصدغ ناميده مىشود و اگر چنين دملى از چانه سر بيرون كند بيمار در روز سوم مىميرد و زائوئى كه چنين دملى دارد در روز هفتم خواهد مرد اما در بيماريهاى حاد علامت سلامتى است و اگر برآمده و مانند جايى كه از آتش سوخته تاول زده باشد و در هرجا كه باشد سوزش داشته و آب زردى از آن خارج شود كوفت است ، اگر گوشت خوردگى پيدا كند آن را جمره نامند و اگر خوردگى نباشد و پيشروى داشته باشد نمله ساعيه است و اگر سفت و قرمز و گرد باشد و در داخل آن دانههائى مثل دانه انجير ديده شود تينيه گفته مىشود و آن را كه چركى است و گوشت را سوراخ مىكند و از آن آبى مانند آب گوشت بيرون مىآيد جرده مىخوانند . دانههائى را كه در سر مىرويد اگر پوسته پوسته شود سبخه است و اگر با ريزش مو و چرك همراه باشد حزاز و ابريه مىگويند دانههاى كوچك و بزرگ قرمز كه بيكبار پيدا شود و خارش داشته باشد شرى ناميده مىشود اما اگر تكهتكه باشد و در شب و صبح و عصر زياد شود بنات الليل است كه در فارسى اير و كهير و قوس ( Urticair ) نام دارد و اگر خارش داشته و بهم متصل و تيرهرنگ باشد جرب خشك است و اگر جداجدا و سفت و برجسته باشد ثاليل ( زگيل ) ( Verrue ) و عدسيه يا بطميه يا حنطيه يا مسماريه يا منكوسه است . دانههائى كه به شكل خار و خشك و همراه با حدّت و گزش است و از پوست