الحاج محمد كريمخان الكرماني ( مترجم : ابراهيمى )
555
دقائق العلاج ( فارسي )
باب پانزدهم آماسها و دانهها ( بثور ) فصل انواع آماس و دانهها بدانكه خداوند سبحانه بدن را از اخلاط و اركان و اندامهائى تركيب كرده و در خلطها و اركان شايستگى براى تغذيه اندامها را آفريده و در اندامها وسائل غذا خوردن را اعم از جذب و نگاهدارى و هضم و دفع و نمو خلق فرموده است . بنابراين تا آنگاه كه اين امور بنا بر وضع خدائى در جريان است و هريك از اندامها بر همان نهج خلقت الهى است ، مىتوانند وظايف خود را كه براى آن آفريده شدهاند انجام دهند اما اگر از آنگونه كه خدا آنها را قرار داده منحرف شوند ديگرگونيهائى در آنها پيدا مىشود ، كه انتهائى ندارد بنابراين هرگاه در اندامى تغييرى در وضع الهى آن رخ بدهد از گوارش اخلاطى كه بسوى آن مىروند باز مىماند و باقيمانده ناصالح آن را هم نمىتواند بيرون براند ، يا ممكن است كه از اندامى ديگر مواد زائدى به اين عضو بيايند كه آن را نيز نمىتواند بازپس بزند بنابراين ورمى در آن پيدا مىشود كه اگر نتواند گوشتها و پوست را پاره كند آماس ( ورم ) گفته مىشود و اگر آن را پاره كند دانهها پيدا مىشوند ، اين دانهها اغلب در اندامهاى اسفنجى كمتوان كه توپر نيستند و قابليت كشش دارند بوجود مىآيند پس آماسها بطور كلى بر شش نوعند يعنى چهار جنس ( خون ، بلغم ، صفراء و سوداء ) و آب و بادها و اسامى زيادى دارند كه بيشتر به باز شدن و چركى شدن دانهها مىانجامند . ورم گرم خونى را فلغمونى ( Phlegmon ) مىنامند كه ممكن است بدلايلى مانند زخمى شدن و دررفتگى باشد يا چيزهائى كه از پيش