الحاج محمد كريمخان الكرماني ( مترجم : ابراهيمى )
501
دقائق العلاج ( فارسي )
من در اين مورد نظرى ابتكارى دارم و مقدمة بايد توضيح بدهم كه پزشكان تبهاى مداوم را ( Fievre continus ) از اثر خلطهائى مىدانند كه در داخل رگها تعفن يافته و چون خلط محصور در رگها است و جرمش سخت است ، حل نمىگردد و تب تا مدتى قطع نمىشود اما در مورد تبهاى نوبه ( Fievres paludeens ) مىگويند عفونت در خارج از رگهاست و در هر نوبه بتحليل مىرود و همه همين را مىگويند و علت ديگرى را براى آن ذكر نمىكنند و هريك از آنها اين اعتقاد را مسلما از پيشينيان خود گرفته ، اما درباره آن نينديشيده است . اينك ما از آنها مىپرسيم كه در تبهاى مداوم چه گونه تب در هنگام بحران قطع مىشود ؟ اگر بگويند كه طبيعت خلط را لطيف و بخار مىكند و آن را از عروق به زير پوست مىراند و به صورت عرق درمىآورد و يا اينكه رگها مىشكافند و به صورت خون بيرون مىآيد و يا اينكه آنها را از يكديگر جدا مىكند و قهقرى بمعده برميگرداند و به صورت اسهال و قى بيرون مىراند و امثال اينها به آنها مىگوئيم چرا جايز نباشد كه سبب تب نوبه هم نيز در رگها باشد اما چون از سبب تبهاى مداوم لطيفتر است ، هربار طبيعت بر آن چيره مىگردد ، ولى خميره تب در رگها به علت غلظتى كه دارد باقى مىماند و بتحليل نمىرود و همينكه خلط جديدى توليد شد دوباره عفونت مىيابد و تب برميگردد تا اينكه طبيعت بر خميره چيره شود و آن را از بيخ و بن بركند و ديگر تب برنگردد ؟ بلكه از نظر تحقيق در اينباره مىگوئيم كه جرم رگها از ساير اندامها لطيفتر است و خداوند آن را لطيفتر و سستتر آفريده است تا خون بتواند از آنها به طرف گوشت برود و غذاى آن باشد و مناسب براى روحى باشد كه حامل آن است و دليل بر اينكه عروق لطيفتر از ساير اندامهايند ، اين است كه در هنگام پختن اجزاء يك حيوان همه جايش باقى مىماند اما رگها آب مىشوند و اثرى