الحاج محمد كريمخان الكرماني ( مترجم : ابراهيمى )

498

دقائق العلاج ( فارسي )

آنكه پاره‌اى از آن خشك شود كه در اين هنگام فقط همان پاره مىسوزد . اين تب گاهى از كبد و وقتى از قلب و زمانى از مغز آغاز مىگردد و گاه همه اندامها را بيك‌باره فرا مىگيرد و چهار درجه دارد زيرا درجات حرارت در اجسام چهار است : نخست گرم كردن ، دوم خشك كردن ، سوم آتش گرفتن ، چهارم جدا شدن اجزاء از يكديگر و سوختن كامل است . كما اينكه اگر پاره چوبى را بر آتش بگذاريم اول گرم و سپس خشك مىگردد و پس از آن آتش مىگيرد بعد زغال مىگردد و در پايان مىسوزد و خاكستر مىشود . تب دق چنين است ، در اول اندامها را گرم و سپس خشك و بعد آنها را لاغر مىكند و درهم مىكوبد و سياه مىنمايد و در درجه چهارم آدمى را مىكشد . سبب اين كشتن جدا شدن اجزاء از يكديگر است و پيش از اين خلاصه مطالب را درباره تبهاى خلطى گفته‌ايم زيرا اين مطالب اساس شناسائى تبهاى روزانه است و آن دو را پيش از تب دق گفتيم زيرا سبب تب دق هستند . اين تب كمتر ممكن است بدون آنكه يكى از آن دو نوع تب ، پيشتر عارض شده باشد پيدا شود و اينك بتبهاى خلطى مىپردازيم ( تب دق را تب لازم هم مىگفته‌اند كه يكى از انواع سل مىباشد . م . ) فصل تبهاى خلطى اين تبها همانطور كه گفتيم يا در اثر اندازه غير طبيعى خلطها است و يا از چگونگى آنها : حالت اول روشن است و حالت دوم يعنى دگرگونى چگونگى طبيعى در وقتيست كه طرطيرها از جوهر غذائى جدا نشوند و در يك جا گرد بيايند و يكى از راهها را ببندند و چون در جاى خود نيستند متعفن شوند يا اينكه آن دو از هم جدا شده‌اند اما به علت گرفتگيها نمىتوانند از راههاى طبيعى بيرون بروند يا غليظ و لزج هستند و بنابراين در راهها مىيچسبند