الحاج محمد كريمخان الكرماني ( مترجم : ابراهيمى )
419
دقائق العلاج ( فارسي )
اى تا اين عرضها را بسوى كليه و كيسه صفرا و طحال براند . بنابراين هرگاه در اين نيروها نابهنجاريهائى رخ بدهد ، در نتيجه كار آنها دگرگونى پيدا مىگردد و اين حالت كمتوانى يا ضعف كبد ناميده مىشود . در اثر اين بيمارى در همه اندامهاى تابع آن نابهنجاريهائى پديد مىآيد . بنابراين اگر نيروى جذب - كننده كم شد اسهال و بدى گوارش و ليزى رودهها و امثالش از آن پديد مىآيد ، اگر قدرت نگهدارنده كم شد غذا را به قدر كافى نگه نمىدارد و آن را پيش از پالايش كامل باندامها مىفرستد و استسقاء گوشتى و بيماريهاى قلبى و مغزى و گرفتگيهائى در سياهرگها و سرخرگها و مبدأهاى پيها و بيماريهاى پوستى مانند لكهها ، پيسى ، جذام ، خوره ، قرحهها ، جوشها ، دملها ، كوركها در داخل و بيرون بدن و بيماريهائى مانند اينها پيدا مىشود ، اگر نيروهاى گوارشى كبد يا دفعكننده يا جداكننده آن كم شود ، نيز بيماريهائى پديد مىآيد . اما بر كمتوانى نيروى جاذبه از مدفوع آبدارى كه رنگش به سفيدى مىگرايد پى مىبريم و بر ضعف نيروى نگاهدارنده از اينجا پى مىبريم كه پيشاب خونى ، لزج و غليظ است ، گوشت بدن سست است رنگش مايل بزردى و تيرگى است و همچنين عرق بدبو است . بر ضعف نيروى گوارشى از غلظت و لزجى و نوع مواد آميخته با آنكه غير از تهنشين با اجزاء گوناگون مىباشد ، تيرگى رنگ آن و همچنين تيرگى رنگ پوست بدن و زردى آن و اينكه سستى گوشت در بدن نيست و اينكه دانهها و دملها و جوشها چندان زياد نيست استدلال مىكنيم . اما دليل اينكه نيروى جداكننده كم شده اين است كه پيشاب رقيق است و دردهائى در آن وجود دارد كه تهنشين نمىكند . علامت آنكه قدرت دفعكننده كبد كم شده اين است كه پيشاب رقيق شده و دردهائى در آن رسوب مىكند و بدن به يرقان زرد و سياه گرفتار مىگردد .