الحاج محمد كريمخان الكرماني ( مترجم : ابراهيمى )

260

دقائق العلاج ( فارسي )

فصل سرگيجه و سرگردانى سرگيجه ( Vertige ) « 1 » اينست كه بيمار اين‌طور حس مىكند كه سرش مىچرخد و سرگردانى اين است كه همين‌كه بيمار برپا بايستد مثل كسى است كه در تاريكى و جاى مه‌آلود است . اين هر دو از بخارى سودائى كه بمغز بالا مىرود پيدا مىشوند و همين‌كه در مغز بچرخش درآمد مغز آغشته به آن بخار مىشود و روح چنين مىپندارد كه مىچرخد و اگر اين بخارها بهم فشرده شود در حس مشترك تاريكى حادث مىشود و حرارت مزاج هم در آن بىتأثير نيست . درمان آن پاكسازى با جوهر صورى ، ايارجات ، حب السلاطين ، حب قوقايا و استعمال سفوف مقوّى و حافظ الصحة و به كار بردن فاروق براى ضماد سر و كف پاها است . آشاميدن الكسير ذو الخاصية و رب خربق نيز بعنوان مسهل براى درمان اين دو بيمارى مفيد مىباشد . « 2 » و بعدا داروهائى براى امراض مغزى و معده‌اى خواهد آمد و براى بيمارى سر - گردانى دهن الواهب و همچنين براى سرگيجه حب الدوار سودبخش است و ممكن است اين دو دارو براى هر دو بيمارى مفيد باشد . « 3 »

--> ( 1 ) مؤلف ( ا ع ) در اين‌باره لغت سدر را به كار برده كه فارسى آن سرگردانيست . م ( 2 ) بارها بتجربه رسيده كه گاه در اثر يخ كردن سر ، كه بعلل مختلفى از قبيل نشستن زير كولر و امثال آن پيدا مىشود انسان بسرگيجه شديدى گرفتار مىگردد درمانش اينست كه شب قبل از خوابيدن بحمام بروند و مقدارى آب گرم بر سرشان بريزند و سپس سر را با خشك كن برقى گرم ، خشك كرده و پارچه‌اى بر آن بپيچند و بخوابند و بخور بدهند ان شاء الله مفيد است . مترجم ( 3 ) در مقاله 5 در باب مفردات خواص گلقند و سداب براى درمان اين بيمارى آمده