محمد باقر بن عماد الدين شيرازي
242
ضياء العيون ( فارسي )
خون باشد علامتش آنست كه لون و سحنه تغير بكدورت و بدى مىكند و علاجش فصد است اكر وقت تقاضا كند و اسهال خلط فاسد و بعد از ان علاج قرحه و اكر دير به شدن قرحه بواسطه كوشت صلب باشد كه در لب جراحت بهم رسيده علاجش انست كه آن را حك كنند و بتراشند آن قدر كه خون بيرون ايد و جراحت تازه شود پس علاج كنند و اكر آن كوشت غليظ باشد همكى آنچه غليظ و صلب است ببرند . و اكر كوشت صلب در تمام قرحه باشد غور و لبهاى ان تمامى خشك و بىنداوة باشد و درين هنكام نيز چيزى در داخل قرحه كنند و خشك كنند تا خون بيرون آيد و اكر از براى خشك نمودن احتياج بشكافتن شود بشكافند و خشك كنند و اگر به هيچ وجه خشك ممكن نباشد دواى حاد تند بكذارند و بس از ان روغن بكذارند تا كوشت فاسد ساقط شود و بعد از ان علاج قرحه بكنند و اگر بسبب استخوان فاسد باشد كه قرحه باصلاح نيايد و علامتش انست كه قرحه كاهى مندمل