محمد باقر بن عماد الدين شيرازي

174

ضياء العيون ( فارسي )

جند خورد و در آب نيم كرم اندازند و باهستكى مىجنبانند تا حل شود و از خرقه بيرون آيد بعد از ان آب از روى آن بريزند و در آفتاب نهند تا خشك شود و بعضى بيش از آن كه با سنكها در كيسه كنند با باقلا مىجوشانند و بعد از ان اين عملى مىكنند و تحقيق انست كه اين عمل را حلب مىكويند نه حل و اين طلق را طلق محلوب مىكويند نه طلق محلول حرف العين عسل كرم و خشك است در دوم جلا دهنده و محلل رطوبات بود و منع عفونت و فساد كوشت بكند قروح را از جرك پاك كند و جون بيزند تا غليظ شود جراحات تازه را مندمل سازد او با شبت قوبا را فايده دهد عصارهء لحيه التيس سرد و خشك است مجفف و قابض بود جراحات تازه را مندمل سازد و قروح كهنه را نيز فايده دهد و قروح مقعد را فايده دهد عنب الثعلب از براى ورمها و جوشش‌ها كرم در ظاهر بدن يا در باطن اكر آب آن را بخورند نفع تمام بدهد و اب ان