محمد باقر بن عماد الدين شيرازي

157

ضياء العيون ( فارسي )

و ورمهائى كه احتياج بشكافتن داشته باشد بكشايد و ماده را بيرون آورد و بر قروح سر با بول ضماد نمايند بسيار فايده دهد خزف لطيف‌ترين وى خزف سرطان بحرى بود مرهمى كه از سفال بسازند در ادمال بسيار قوى باشد و جراحت را زود باصلاح آورد و جرب را جلا دهد و موم روغن وى خنازير را فايده دهد خبث الفضه ثفل نقره سبز رنك تنك بهتر بود قابص و مجفف و جاذب بود قروح و جرب و سعفه را نافع بود و در مراهم قطع خون امدن از نواصير و بواسير بكند خصى الكلب كرم و تر بود قروح را پاك كند و ريشهاى بد را كه با آن تاكل باشد مندمل سازد و نمله را از انتشار بازدارد و اورام بلغمى را بتحليل ببرد خراطين كرميست سرخ كه در زمين نمناك يافت مىشود كرم و خسك بود چون بكوبند و بر جراحت عصب ضماد نمايند و سه روز بكذارند بغايت سودمند بود و كويند كه در ساعت فايده دهد خردل تركان فتجى كويند كرم و خشك بود