محمد باقر بن عماد الدين شيرازي

147

ضياء العيون ( فارسي )

بر دمل نهده ده را بركرداند و نكذارد كه بزرك شود اسفنج ابر مرده است كرم بود در اول خشك بود در دوم چون به سركه تر بسازند و بر جراحات نهند مندهل سازد و اكر با عسل طبخ نمايند اندمال قروحى كه عمق داشته باشد بكند و جون بسوزانند و خاكستر آن را بر جراحت تازه كذارند در ساعت خشك بند كند و قروح را خشك كند و تجفيف اورام بلغمى كند و خون آمدن را بازدارد اقحوان بابونه گاو است گرم خسك است منضج و محلل بود اورام باردچه را سود دارد و از براى نواصير و قروح زشت و جراحات عصب و عضل نافع بود و خشك ريشه كه بر روى جراحت بهم مىرسد جدا سازد مورد مركب القوى است و برودت وى غالب است سرد بود در اول و خشك بود در دوم مجفف و قابض بود خون آمدن بازدارد و تسكين ورمها بكند جمره و نمله و بثور و قروح را سود دارد خصوصا قروحى كه بر دست و پا بهم رسد و تخم وى نيز اين فايده دارد و سوختكى آتش را