محمد باقر بن عماد الدين شيرازي
144
ضياء العيون ( فارسي )
و همچنين در داروهاى جشم اكر به اين روش كنند كه بعد از تصويل بسنك سماق بسايند بسيار بهتر است و نسبتى ندارد فصل دوم در ادويهء مفردهء كه در قروح و جراحات استعمال مىنمايند جون در دانستن دواهاى بسيط كه مراهم از ان تركيب مىيابند زيادتى بصيرت در حقيقت حال مراهم مىشود بنابراين لازم ديد كه على سبيل الاجمال ذكر اين ادويه بكند و بعضى از دوهاى مرهم ازين قبيل است كه در ادويهء عين نيز داخل است و در مقالهء اول مذكور شده غايتش آنكه در انجا همين خصوصيت نفع ان از براى امراض جشم كفبه شده و نفع ان از براى جراحات و قروح معلوم نشده بنابرين فايدهء آن را كه مناسب اين مقام باشد درينجا ذكر كردن لازم است و طرد اللباب در ذكر طبيب و دوا و تميز خوب و بدان اكر تكرارى شود سهل است حرف الالف اسفنداج خاكستر قلعى يا سرب است اكر بيشتر بسوزانند سرنج مىشود سرد و خشك است