محمد باقر بن عماد الدين شيرازي

129

ضياء العيون ( فارسي )

مرهم كويند و اين ادويه يا منبتات لحم‌اند و يا ملحمات و ملزقات و يا مدتلات و خواتم و يا ادويه اكّاله و معينات لحم و يا منضجات و محللات و ملينات و غير آنها اما دواى منبت لحم آنست كه در جراحات و قروح گوشت يا بروند و خونى كه در موضع جراحت واقع شود از شان وى آن باشد كه تعديل مزاج و قوام آن خون نكند تا آن خون منعقد كرد دو گوشت شود و اين فعل از دوائى حاصل مىشود كه با وى تحقيقى باشد بىلذع و سوزش مثل مردار سنك و دم الاخوين و سفيداب و زردچوبه و كلنار و قليميا و مانند آن و اما دواى ملحم آنست كه بسبب آن خونى كه وارد جراحت شود آن را قوام و چسبندگى ببخشد تا جراحت زود باصلاح آيد و اين عقل از دوائى ناشى مىشود كه با وى لزوجه و غروبه و چسبندگى بوده باشد تا خون مذكور را اين قوام تواند داد مثل انزروت و صمغ و سماق و سند روس و كاغذ سوخته و كندر و راتنج