محمد باقر بن عماد الدين شيرازي
96
ضياء العيون ( فارسي )
كحل مىكويند و ازين ادويهء يابسه آنچه در جشم مىباشند آن را دزدر كويند همچنانكه در ادويه جراحات و قروح نيز دواى كه بر جراحت مىباشند آن را هم مسمى به اين اسم كردانيدهاند و از جملهء اين داروها آنچه بجهة روشنائى جشم بر لب دادهاند آن را با سليغون كويند حرا كه معنى ان روشنايى بود جون از براى ظلمه و تاريكى جشم نافعست بنابرين به اين اسم مسمى كردانيدهاند و از جمله داروهاى مذكور آنچه در قروح كذشت بروياند و جراحات را باصلاح آورد آن را اكسيرين كويند و اين اسم نيز مشتركست ميان داروى كه بجهة اين امر در جشم استعمال نمايند يا در جراحات و قروح اعضاى ديكر به كار برند و برود از جمله داروهاى جشم در اصل موضوع از براى دارو هست كه تبريد جشم كند فاما بسيار است كه اين نسبت را مرعى نداشته داروى كه كرم نيز باشد مسمى به اين ساختهاند و قطور چيزى را كويند كه در جشم جكانند و معمّل انست