محمد بن يوسف الهروي

6

بحر الجواهر ( معجم الطب الطبيعي )

عدم استقصاء كامل ألفاظ وحتى كوتاه گويى در برخى موارد كه توقع شرح بيشتر است ويا مسائل ديگرى كه شرح آن‌ها طولى دارد ولى باز هم اين كتاب شريف بارها به شكل چاپ سنگى در إيران وهند وپاكستان به چاپ رسيده است وهنوز هم شايستگى احياء وتحقيق وعرضه به جامعه علمي امروزه را داشته واميد است كه ارائه اين كتاب شريف بتواند قدمي در راستاى محصولات كامل تر وپربارتر در اين زمينه باشد . حكيم محمد بن يوسف الطبيب الهروي رحمة الله عليه از طبيبانِ حقيقتاً محقق در فنون طب سنتي وپيروان ودوستداران أهل بيت عصمت وطهارت « 1 » عليهم السلام مىباشد كه متأسفانه از سال تولد ووفات وى آگاهى دقيقى در دسترس نيست ولى آن چه مهم است اين است كه تأليفات وى چون بسيارى ديگر از بزرگان تاريخ ما نتوانسته از گوشه‌هاى پيدا وناپيداى زندگى ايشان چيزى براي آيندگان به ميراث نهد . در مورد زندگى وى ابهام زيادتر است چون تذكره نويسان وفهارس نسخ خطى كتابخانه ها دو شخصيت متشابه را به ما معرفى مىكنند كه در يك عصر وبا تأليفاتى مشابه وهم‌نام مىباشند كه پس از معرفى آنها احتمالات قابل قبول جهت شناخت ايشان را به حضور خوانندگان گرامى تقديم خواهيم داشت : « محمد بن يوسف هروى » و « يوسف بن محمد بن يوسف هروى » همان دو شخصيتى هستند كه تاريخ آن‌ها را بسيار نزديك به هم نشان مىدهد واى بسا اصلًا يك نفر باشند ويا پدر وپسر باشند يا دو شخصيتِ كاملًا بي ربط به همديگر . اين‌ها احتمالاتى است كه درباره اين دو نفر به ذهن مىرسد وبررسى فهارس نسخ خطى كتابخانه آستان قدس رضوى سلام الله عليه وكتابخانه آية الله العظمى مرعشى نجفي - رحمة الله - عليه وكتابخانه آية الله العظمى گلپايگانى - رحمة الله عليه - ونيز ابتدأ وانتهاى كتب موجود از ايشان در آرشيو موسسه احياء طب طبيعي هيچ يك از احتمالات مذكوره را در اين زمينه براي ما قطعي نمىكند . اما انتساب كتاب « بحر الجواهر » به يوسف بن محمد هروى امرى يقيني است . كتبي كه به يوسف بن محمد هروى نسبت داده‌اند به اين شرح مىباشد : فوائد الأخيار ، مجموعه رسائل يوسفى ، حفظ الصحة ، دلائل النبض ، دلايل البول ، أسماء أجناس ادويه وجامع الفوائد . وآنچه به محمد بن يوسف هروى منسوب است به اين شرح است :

--> ( 1 ) - أو بارها اين كتاب را به نام دلنشين آنان مزين نموده وبا تجليل وتكريم از آن پيش تازان قافله علم وتقوا وكمال ياد مىكند . درودهاى بىكران بر آنان وبر پيروان راستين ايشان چه در گذشته وچه در آينده . « وإنّ مِنْ شِيعَتِهِ لإبْراهيمَ » .