منصور بن محمد ابن الياس الشيرازي
14
تشريح الأبدان ( فارسي )
اين سه را تنها تشكيلاتى مىدانستند كه به شكل پخش و پراكنده در سراسر بدن يافت مىشود ؛ ازاينرو نتيجه مىگرفتند كه وظايف آنها مىبايستى يكسان باشد و چون وريدها و شريانها ، كه مجارى توخالى و عامل انتقال جوهر حياتى در بدن هستند ، پس نتيجه مىگرفتند كه اعصاب نيز توخالى بوده و جوهر ذهنى را از مغز به ساير قسمتهاى بدن مىرسانند . مثلا منصور مىنويسد : عصبهايى كه پيوندگاه بينايى را در مغز به وجود مىآورند ، وظيفهء آنها انتقال نيروى بينايى است . بقيهء اعصاب خالى به نظر نمىرسند ، ولى حتّى از درون اينها هم نيرو عبور مىكند ، چنان كه « آب از درون گل ، و روغن از لابلاى بادام مىگذرد » . تشريح كلّى اعصاب به خوبى بيان شده است . البته اشتباهاتى هم هست ولى اين اشتباهات را فقط كالبدشناسان نسلهاى بعد مىتوانستند تصحيح كنند . فصل سوم كتاب دربارهء عضلات است . در اين زمان عضلات هنوز نامگذارى نشده بود ، لذا منصور در اينجا به شرح كلّى ساختمان يك عضله ، معرفى اشكال مختلف آن ، به صورتى كه با چشم غير مسلّح ديده مىشود و ذكر تعداد عضلات ، اكتفا مىكند . اين قسمت اخير ، يعنى تعداد عضلات همواره مورد اشكال كالبدشناسان عرب بوده است كه در تعداد شمارش مجموع عضلات ، نظريات مختلفى دادهاند . ابن سينا مجموع عضلات را 570 ذكر مىكند « 1 » ؛ و اغلب نظريات هم در حوالى همين
--> ( 1 ) . قانون در طب ، كتاب اوّل ، ص 44 .