علي بن عيسى الكحال

94

تذكرة الكحالين

--> - واز جرب نيز غافل نشوند وبأدويه مشتركه گاهى علاج مىكرده باشند . وچون رمد تسكين يابد بعلاج جرب معاودت نمايند . واگر [ با ] جرب قرحه وحدتي باشد ادويه مسكنه كه در باب قروح مذكور خواهد شد بكار دارند . وبهتر آنست كه أول قرحه را علاج كنند . وبعد از ان بعلاج جرب مشغول شوند . وهرگاه درشت جفن ايذا رسا [ ن ] باشد جفن را برگردانند وبميل بمالند تا نرم شود . اما اين عمل گاهى جائز است كه رمد وحدت ساكن شده باشد . وبعضي كحالين جرب را زماني كه گرم باشد چنان علاج كنند كه پلك را برگردانند وبشادنه حك نمايند واين نيكو بود زيرا كه شادنه را در خشونة اجفان اثرى قريب است . ودر علاج جرب از نشاسته وسرمه وذرور ابيض وشياف ابيض احتراز نمايند . وبهترين مداوى جرب اين است كه پلك را چون بردارند وحك نمايند آن قدر صبر كنند كه حدت دوا ساكن شود پس دوم باره پلك را برگردانند وحك نمايند وچون حدت دوا ساكن گردد سه ميل از ذرور اغبر در چشم كنند تا جرم چشم قوى گردد . واگر پلك را برگردانند وبملعقهء ميل حك نمايند وبعد از ان بدواى حاد علاج نمايند بهتر بود . صفت شياف اخضر كه در جرب وسبل وبياض سود كند : زنجار صافي سه درم ، اقليمياى نقره ، أشق ، صمغ عربى ، اسفيذاج الرصاص از هريك دو درم ؛ عدد ادويه پنج بود ووزن آن يازده ، ادويه را كوفته بيخته بذاب‌تر سرشته شياف سازند وبكار برند . ونوع سيم از جرب از قسم دوم صعب‌تر بود وخشونة وى بيشتر باشد . وعلامت وى آنست كه چون پلك را برگردانند مانند انجير شگافته نمايد وأزين جهت أو را تينى گويند . علاج آن استفراغ بدن بود بدوا وبفصد از تيفل وبعد از ان تنقيهء سر بفصد رگهاى گوشهء چشم وپيشانى وپس از ان استعمال اين سعوط مناسب باشد . صفت سعوطى كه جرب وسعفه وشترهء صعب ونواصير چشم وبواسير بيني را سودمند بود : صبر سقوطرى ، جندبيدستر ، جاوشير از هريك نيم درم ، -