سيد مهدي حجازي ( مترجم : حجازي و خسروشاهي )
177
درر الأخبار من بحار الأنوار ( فارسي )
تاريخ پيغمبر صلَّى الله عليه وآله منتخبات جزء بيست ويكم « 4 حديث » 1 - امام صادق عليه السّلام فرمود : رسول الله صلَّى الله عليه وآله در مسجد خيف براي مردم خطبه خواند وفرمود : خدا شاد وخرم كند ونعمت دهد بنده اى را كه سخن مرا بشنود وحفظ كند وبه كساني كه نشنيدهاند برساند ، اى مردم ! شاهد به غايب برساند چه بسا حامل عملي كه خود دانا وفقيه نيست وبه داناتر از خود رساند . سه خصلت است كه دل هيچ مسلمانى با آن خيانت وكينه توزى نكند 1 - خالص نمودن عمل براي خدا 2 - خير خواهى ونصيحت پيشوايان مسلمانان 3 - وهمراه بودن با جماعت آنان ، زيرا دعوت آنان ، شامل افراد پشت سرشان هم مىشود . مؤمنان با هم برادرند ، خونشان برابر است ودر برابر ديگران همچون دست واحدى هستند وپستترين فردشان در برقرارى پيمانش كوشش مىكند . [ يعنى پستترين فرد مسلمان مىتواند در مواد أمان نامه هر قرار دادى با كفار ، شركت كند ودر وفاى آن كوشا باشد ] . 2 - زماني كه رسول خدا صلَّى الله عليه وآله غنيمتهاى حنين را تقسيم مىنمود ، مردى بلند قامت ، گندمگون وگوژپشت كه آثار سجده بر پيشانيش نمايان بود جلو آمد وسلام كرد وتوجهى به پيامبر صلَّى الله عليه وآله نكرد وگفت : تو را وآنچه را كه در اين غنايم انجام دادى ديدم . فرمود : چگونه ديدى ؟ گفت : نديدم كه به عدالت رفتار كنى ! پس رسول خدا صلَّى الله عليه وآله غضبناك شد وفرمود : واي بر تو اگر عدالت نزد من نباشد نزد چه كسى خواهد بود ؟ مسلمانان گفتند : آيا أو را نكشيم ؟ فرمود : أو را رها كنيد ، به زودى براي أو پيروانى خواهند بود كه از دين خارج مىشوند همان طور كه تير از كمان خارج مىشود ، خداوند پس از من آنان را به دست بهترين بندگانش خواهد كشت أمير مؤمنان علي بن أبي طالب عليه السّلام أو را كه در بين خوارج بود در روز نهروان كشت .