سيد مهدي حجازي ( مترجم : حجازي و خسروشاهي )
147
درر الأخبار من بحار الأنوار ( فارسي )
تاريخ پيغمبر صلَّى الله عليه وآله منتخبات جزء پانزدهم « 2 حديث » 1 - امام صادق عليه السّلام فرمود : مردى خدمت پيغمبر صلَّى الله عليه وآله آمد وعرض كرد : دخترى برايم متولد شد وأو را پرورش دادم تا بالغ شد پس بدو جامه وزيور پوشاندم وأو را بر سر چاهى آوردم ودر ميان آن انداختم وآخرين سخنى كه از أو شنيدم اين بود كه گفت : پدر جان ! اكنون جبران اين كارم چه باشد ؟ حضرت فرمود : آيا مادرت زنده است ؟ گفت نه . فرمود : خاله ات زنده است ؟ گفت : آرى ، فرمود : با أو خوش رفتارى كن چون أو به جاى مادر است وخوش رفتارى با أو كفّارهء آنچه كرده اى خواهد بود . أبو خديجة گويد : به امام صادق عرض كردم : اين كار در چه زمان بود ؟ فرمود : در زمان جاهليت بود كه دختران را مىكشتند كه مبادا أسير شوند ودر قبيلهء ديگرى فرزند آورند . 2 - سپس مردى كه از خاندان ملك نبود به پادشاهى رسيد كه پوران دختر كسرى أو را كشت سپس بعد از أو مردى كه كسرى پسر قباد ناميده مىشد ودر سرزمين ترك به دنيا آمده بود به پادشاهى رسيد سپس پوران دختر كسرى به سلطنت نشست . وقتي خبر پادشاهى أو به رسول خدا صلَّى الله عليه وآله رسيد فرمود : « گروهى كه كارشان را به زنى واگذارند رستگار نخواهند شد » .