سيد مهدي حجازي ( مترجم : حجازي و خسروشاهي )

135

درر الأخبار من بحار الأنوار ( فارسي )

3 - [ در حاشيهء بحار آمده ] : ثعلبى روايت كند كه از آسمان نامه اى بر داود عليه السّلام نازل شد كه به مهرى طلايى ، مهر شده بود ودر آن سيزده مسأله بود كه خداوند به داود وحى كرده بود كه اينها را از فرزندت سليمان بپرس اگر به آنها پاسخ گفت أو جانشين تو خواهد بود . گفت : پس داود هفتاد كاهن وهفتاد پيشواى روحاني را دعوت كرد وسليمان را ميان آنان نشاند وگفت : فرزندم به من بگو از نزديكترين چيزها ودورترين آنها ، ومأنوس ترين چيزها ونامأنوسترين آنها وزيباترين وزشتترين چيزها وكمترين وبيشترين چيزها ودو ايستاده وپا بر جا چيست ودو چيز متفاوت ومختلف كدام است ودو چيز كه با هم ناسازگارند كدامند ؟ وچه كارى است كه اگر كسى آن را انجام داد ، در پايان ستوده مىشود ؟ وچه موردى است كه اگر آن را انجام دهد ، سرانجام نكوهش مىگردد ؟ سليمان گفت : نزديكترين چيزها آخرت است ودورترين چيزها هر آنچه از دنيا كه از تو فوت شده ومأنوس ترين چيزها ، پيكرى است كه در آن روحي ناطق وگويا باشد ونامأنوسترين چيزها پيكر بدون روح است وامّا زيباترين چيزها ايمان بعد از كفر وزشتترين چيزها كفر بعد از ايمان است وامّا كمترين چيزها يقين وبيشترين چيزها شك وترديد است واما آن دو ايستاده وپا بر جا آسمان وزمين است وآن دو چيز متفاوت كه در پى هم مىآيند شب وروز است واما آن دو ناسازگار ، مرگ وزندگى است وآن كارى كه هر گاه كسى انجام داد در پايان ستوده مىشود بردبارى بر خشم وغضب است وآن كارى كه هر گاه كسى انجام دهد در پايان نكوهش مىگردد تندى وخشم به هنگام غضب است . گفت : پس آن مهر را گشود وتمام اين مسائل با آنچه از آسمان نازل شده بود يكسان وشبيه بود پس كشيشان وكاهنان گفتند : آن چيست كه اگر سالم وشايسته باشد ، هر چيزى از انسان سالم وشايسته مىگردد واگر فاسد شود همه چيز أو فاسد وتباه مىشود ؟ گفت : قلب . پس به جانشينى أو راضى شدند . 4 - اصبغ گويد : سليمان بن داود عليه السّلام از بيت المقدس خارج شد به همراه سيصد هزار سرير در طرف راستش كه بر آنها ، مردمان بودند وسيصد هزار سرير در طرف چپ أو كه بر آنها جن بودند وپرندگان را فرمان داد تا بر آنها سايه افكنند وباد را فرمان داد تا آنان را حمل نمايد تا به همراه آنان به مدائن وارد شد سپس برگشت وشب را در إصطخر گذراند وصبحگاه به جزيرهء بر كاوان رسيدند بعد به باد دستور داد تا آنان را پايين آورد به حدّى كه پاهايشان به آب مىرسيد ، پس برخى به برخى ديگر چنين گفتند : آيا فرمانروايى از اين