سيد مهدي حجازي ( مترجم : حجازي و خسروشاهي )

741

درر الأخبار من بحار الأنوار ( فارسي )

منتخبات جزء يك صد وهفتم « 2 حديث » 1 - محقق دوانى گفت : سيد امام صفى الدين بن عبد الرحمن حسينى ايجى به طور شفاهى حديث جن از رسول الله صلَّى الله عليه وآله را به من خبر داد : « هر كس خود را به هيأتى غير از هيأت خود درآورد وكشته شود نه قصاص دارد ونه خون بها » مىگويم : مرحوم پدرم از شيخ خود ، شيخ الاسلام والمسلمين بهاء الملة والدين محمد عاملي قدس سرّه ، از يكى از شاگردان محقق دوانى ، از خود محقق بازگو كرد كه : در بعضي از سفرها ، با سيد صفى الدين بوديم كه به قضاى حاجت رفت وزماني طولانى دير كرد وسرانجام آمد وخبر داد كه به هنگام قضاى حاجت مار بزرگى ظاهر شد ، أو را كشتم ، غبار زيادى بلند شد واز ميان آن افرادى از جن آشكار شدند ومرا گرفتند : وبه نزد اميرشان بردند اميرشان كافر بود وادعاء كردند من يكى از مردان ايشان را كشته‌ام ، أو از دين من سؤال مىكرد ، گفتم : من مسلمان هستم ، أو دستور داد مرا پيش قاضى مسلمان ببرند ، مرا به نزد پيرمردى بردند كه ابروانش روى چشمانش افتاده بود ، نزد أو از من دادخواهى كردند أو از من راجع به ادعايى كه مىكردند سؤال كرد ، من گفتم : من مردى را نكشته‌ام ، من ماري را كشتم چون بر جان خود ترسيده بودم . قاضى دستور داد : أو را رها كنيد ، زيرا من از رسول خدا صلَّى الله عليه وآله شنيدم مىفرمودند : هر كس خود را به هيأتى غير از هيأت خود درآورد خونش هدر مىباشد ، مرا به محلى برگرداندند كه از آن جا مرا گرفته بودند ورهايم ساختند واز من دور شدند . پدرم گفت : شيخ بهائى مىفرمود : اين حديث داراى سند عالي است آن را با چهار واسطه