سيد مهدي حجازي ( مترجم : حجازي و خسروشاهي )
729
درر الأخبار من بحار الأنوار ( فارسي )
17 - غيبت شيخ : أبو بصير روايت كرده است كه امام عليه السّلام فرمود : وقتي حضرت امام عصر ارواحناه فداه ، قيام كند راه بزرگ را به اندازهء شصت ذراع توسعه مىدهد ، وهر مسجدى را كه در راه بنا شده باشد تخريب مىكند ، وهر روزنه اى را كه به راه باز مىشود مىبندد وهر كوشكى وچاهى وناودانى به راه باشد [ تغيير مىدهد ] . 18 - خصال : ابن أبي عمير مرفوعا از امام صادق عليه السّلام روايت كرده كه فرمود : قاضيها چهار دستهاند : قاضى كه به حق قضاوت مىكند ونمىداند كه قضاوت أو بر حق است أو در آتش است وقاضى كه به باطل قضاوت مىكند ونمىداند قضاوت أو بر باطل است أو در آتش است وقاضى كه به باطل قضاوت مىكند ومىداند كه به باطل قضاوت كرده است أو در آتش است وقاضى كه به حق قضاوت مىكند وبداند كه به حق قضاوت كرده است أو در بهشت است . 19 - خصال : نوفلى مرفوعا از حضرت صادق از پدران بزرگوارش ، از أمير مؤمنان عليه السّلام روايت كرد كه آن حضرت به كارگزاران خود دستور فرمود : نوك قلمهاى خود را نازك كنيد ، وبين سطرها را نزديك سازيد ، واضافه وزايد را حذف كنيد ، وكلماتي را به كار ببريد كه معاني آنها را قصد كردهايد ، واز زيادة نويسى بپرهيزيد ، زيرا أموال مسلمانان تحمل ضرر زدن را ندارد . 20 - غارات : شعبى گفت : أمير مؤمنان زره خود را نزديك مرد نصراني پيدا كرد وأو را جهت محاكمه به نزد شريح آورد . وقتي شريح آن حضرت را ديد به طرف أو ميل كرد ، حضرت فرمود : در محل خود باش ، وخود در كنار أو نشست وفرمود : اى شريح اما اگر طرف من ، مسلمان بود جز با أو نمىنشستم ، ولى أو نصراني است ، ورسول خدا صلَّى الله عليه وآله فرمودهاند : اگر شما وايشان در راهى بوديد آنها را وأدار كنيد از پياده رو حركت كنند وبىآنكه به ايشان ستم كنيد آنها را تحقير كنيد چنان كه خدا آنها را حقير كرده است سپس فرمود : اين زره مال من است آن را نفروختهام وبه كسى نبخشيدهام ، شريح رو به نصراني كرد وگفت : أمير المؤمنين چه مىفرمايد ؟ نصراني گفت : زره جز زره خودم نمىباشد وأمير المؤمنين در پيش من جز دروغگو نيست ، شريح به حضرت علي عليه السّلام متوجه شد وگفت : يا أمير مؤمنان ، دليلي وجود دارد ؟ فرمود : نه ، شريح به نفع نصراني رأى داد ونصراني چند قدمي رفت [ كه از محكمه بيرون رود ] سپس برگشت وگفت : اما من گواهى مىدهم به اينكه ، اينها احكام پيامبران مىباشد ، أمير المؤمنين مرا به پيش قاضى خود مىبرد وقاضى عليه أو حكم صادر مىكند ، گواهى مىدهم كه « لا اله الَّا الله وحده لا شريك له وان محمدا عبده ورسوله » زره به خدا سوگند يا أمير المؤمنين زره تو است . أو با حضرت على در جنگ صفين شركت كرد ودر جنگ نهروان « نيز » كسى كه أو را ديده بود به من خبر داد كه با حضرت علي عليه السّلام عليه خوارج مىجنگيد .