سيد مهدي حجازي ( مترجم : حجازي و خسروشاهي )

413

درر الأخبار من بحار الأنوار ( فارسي )

بيافريد وآنها را به صورت اشباحى قبل از مخلوقات برپا داشت . سپس فرمود : آيا گمان مىبرى خدا ، خلقي غير از شما نيافريده است ؟ آرى به خدا سوگند خدا يك ميليون آدم ويك ميليون عالم آفريد وبه خدا سوگند تو در آخر اين عوالم هستى . 5 - واز بعضي از پيشوايان كوفه نقل شده كه : گروهى از ياران رسول خدا [ پيش پاى آن بزرگوار ] بلند شدند حضرت به قصد ايشان جلو آمد وايشان ساكت شدند . فرمود : چه مىگفتيد ؟ گفتند : به خورشيد نگاه كرديم وبه فكر افتاديم كه از كجا مىآيد وبه كجا مىرود ، ودر آفرينش خدا به فكر فرو رفتيم ! آن حضرت فرمود : چنين كنيد ودر خلق خدا بينديشيد ، ودر [ ذات ] خدا فكر نكنيد . خدا را در ورأى اين مغرب سرزمينى سفيد است وسفيدى ونورش [ به تعداد ] گردش چهل روز خورشيد مىباشد . در آن جا نوعي از مخلوقات خدا زندگى مىكنند كه لحظه اى خدا را معصيت نكرده‌اند . عرض شد : يا رسول الله ، از فرزندان آدمند ؟ فرمود : نمىدانند آدم خلق شده است يا نه ، عرض شد : اى پيامبر خدا موضع شيطان با آنها چيست ؟ فرمود : نمىدانند شيطان خلق شده يا خلق نشده است .