سيد مهدي حجازي ( مترجم : حجازي و خسروشاهي )
327
درر الأخبار من بحار الأنوار ( فارسي )
امام به نمازش توجه كرد وتا آن را بطور كامل به پايان نرسانيد از آن فارغ نشد وآنگاه بر سر چاه آمد با اينكه بدون طناب نمىشد به ته آن چاه رسيد دستش را دراز كرد وفرزندش را كه مىخنديد بيرون آورد ، در حالي كه لباس وبدن أو خيس نشده بود وفرمود : اى كه در يقين به خدا ضعيفى بگير ، مادر از سلامتى بچه اش خوشحال شد واز فرمايش امام « اى كه در يقين به خدا ضعيف هستى » گريست . امام فرمود : امروز ملامتى بر تو نيست اگر مىدانستى ، من در پيشگاه خداى جبار بودم اگر رويم را از وى مىگرداندم رويش را از من مىگرداند ، آيا رحمكننده اى غير از أو ديده مىشود ؟ 3 - إعلام الورى : روايت شده كه علي بن الحسين عليه السّلام غلام خود را دو بار صدا كرد وأو جوابي نداد ، مرتبه سوم جواب داد ، فرمود : فرزندم صداى مرا نشنيدى ؟ عرض كرد : شنيدم . فرمود : پس چرا جواب ندادى ؟ عرض كرد : از تو در أمان بودم اطمينان داشتم كه مرا نخواهى زد . حضرت گفت : حمد وسپاس از آن خدايى است كه غلامم را از من در أمان نگهداشته است . 4 - كافى : ثمالى مىگويد : حضرت علي بن الحسين عليه السّلام را ديدم نشسته ويكى از پاهاى خود را روى زانوى خود گذاشته است . عرض كردم : مردم اين گونه نشستن را مكروه مىدانند ومىگويند : اين طرز نشستن مخصوص خدا است فرمود : من به جهت خستگى اين نوع نشستم وخدا خسته نمىشود وچرت وخواب أو را نمىگيرد . 5 - خصال : حضرت امام باقر فرمود : امام علي بن الحسين عليه السّلام در شبانه روز هزار ركعت نماز مىخواند ، همچنان كه أمير مؤمنان عليه السّلام مىخواند أو پانصد درخت خرما داشت وپاى هر كدام از آنها ، دو ركعت نماز مىخواند أو وقتي به نماز مىايستاد رنگش مىپريد ، وى با شترى كه داشت بيست بار به حج خانه خدا رفت وتازيانه اى به آن نزد وامر فرمود آن را موقع مردنش دفن كنند تا درندگان گوشتش را نخورند ، در بارهء أو از كنيزى كه داشت سؤال شد فرمود : مفصل بگويم يا مختصر ؟ گفتند : مختصر بگو ، گفت هرگز در روز برايش غذا نياوردم وهرگز در شب برايش رختخوابى نينداختم . 6 - تهذيب : ثمالى گفت : علي بن الحسين عليه السّلام عمدا از مدينه به مسجد كوفه آمد ودر آن چهار ركعت نماز گذاشت وسپس بيرون آمد وسوار مركبش شد وراه مدينه را پيش گرفت .