سيد مهدي حجازي ( مترجم : حجازي و خسروشاهي )

257

درر الأخبار من بحار الأنوار ( فارسي )

تاريخ أمير المؤمنين عليه السّلام منتخبات جزء سى وهشتم « 7 حديث » 1 - تفسير عياشى : انس بن مالك گفت : رسول خدا صلَّى الله عليه وآله به من فرمود : اى أنس ، برايم آب وضو ريز ، من رفتم وآب وضو تدارك ديدم وآن حضرت را با خبر كردم ، حضرت بيرون آمد ووضو گرفت سپس به همان جاى خود برگشت آنگاه سر بلند كرد وفرمود : اى أنس أول كسى كه پيش ما مىآيد أمير مؤمنان ، سرور مسلمانان ورهبر سفيد پيشانيان است ، من در دلم گفتم : خدايا اين را يكى از افراد قبيله من قرار بده وهمان لحظه بود كه صداى كوبيدن در به گوشم رسيد رفتم ودر را باز كردم ديدم حضرت علي بن أبي طالب سلام الله عليه مىباشد ، داخل حياط شد ورفت تا به خانه وارد گشت ، ملاحظه كردم : رسول الله صلَّى الله عليه وآله ، به محض ديدن أو با لبهاى خندان روى دو پاى مبارك بلند شد وتا علي عليه السّلام به نزد أو برسد سر پا بود آنگاه دستهاى خود را به دور گردن أو انداخت ودستش را به صورت خود كشيد ، وسپس دست خود را به روى على كشيد وروى على دست كشيد ودستش را به صورت خود كشيد ، علي عليه السّلام به آن بزرگوار گفت : اى پيامبر خدا ، امروز با من رفتارى كردى كه هرگز چنين نكرده بودى ؟ رسول خدا فرمود : وچه منعى دارد در صورتي كه تو وصىّ وجانشين من هستى وكسى هستى كه در موارد اختلاف بعد از من مردم را روشن مىكنى وپيامبرى مرا به ديگران اثبات مىكنى .