سيد مهدي حجازي ( مترجم : حجازي و خسروشاهي )
207
درر الأخبار من بحار الأنوار ( فارسي )
أرواح منتخبات جزء بيست وپنجم « 13 حديث » 1 - بصائر الدرجات : اصبغ بن نباته گفت : با حضرت أمير مؤمنان عليه السّلام بودم مردى آمد وبه أو سلام داد ، سپس گفت : يا أمير مؤمنان به خدا سوگند من ترا براي خدا دوست مىدارم ودر پنهانى شما را دوست مىدارم چنان كه در آشكارا شما را دوست مىدارم ، در پنهانى با ولايت شما به خدا ديندارى مىكنم به طورى كه در آشكار با آن ديندارى مىكنم . در دست أمير مؤمنان چوبى بود ، سرش را روى آن گذاشت ، سپس آن را به زمين فشار داد آنگاه سر برداشت وفرمود : رسول خدا صلَّى الله عليه وآله هزار حديث به من آموخت ، در هر حديث هزار در وجود دارد وبه درستى كه أرواح مؤمنان در هوا به هم مىرسند همديگر را بو مىكنند ، آنچه شناخته شود الفت مىگيرد وآنچه نشناسد با أو اختلاف مىكند ، واي بر تو دروغ گفتى ، من صورت ترا ، در بين صورتها ، واسمت را در بين اسمها نمىشناسم . اصبغ گفت : مرد ديگرى به حضورش رسيد وگفت : يا أمير مؤمنان من شما را در راه خدا دوست مىدارم ودر نهان شما را دوست مىدارم چنان كه در ظاهر دوست مىدارم در پنهانى با ولايت تو خدا را ديندارى مىكنم به طورى كه در ظاهر نيز با آن ديندارى مىكنم ، اصبغ مىگويد : حضرت چوبى كه در دست داشت دوباره به زمين فشار داد وسپس سرش را بلند كرد وگفت : راست گفتى ، طينت ما طينت مخزونى است . خدا پيمان آن را از صلب آدم گرفت ، چيزى از آن استثناء نشد ودر آن چيزى كه از غير آن باشد داخل نگرديد برو واز فقر وتنگدستى پيراهنى به تن كن ، زيرا از رسول خدا صلَّى الله عليه وآله وسلم شنيدم مىفرمود : يا علي به خدا سوگند فقر وتنگدستى به دوستان ما شتابنده تر از سيل در وسط بيابان است .