رضا مختاري / محسن صادقي
مقدمه 48
رؤيت هلال ( فارسي )
پاسخ : ناقد پنداشتهاند كه اگر ذو الطريق را رؤيتپذيرى بدانيم با طريقيت رؤيت سازگار نيست وبه معناى موضوعيت رؤيت است ، وچون موضوعيت رؤيت باطل است ، پس ذو الطريق بودن رؤيتپذيرى نادرست است . در حالي كه ابدا چنين نيست يعنى بين رؤيت تا رؤيتپذيرى از زمين تا آسمان تفاوت است . طريقيت رؤيت بدين معناست كه بدون رؤيت فعلى هم ماه حلول مىكند وملاك حلول ماه چيز ديگرى است ودر « رؤيتپذيرى » رؤيت فعلى اخذ نشده است تا گفته شود رؤيت موضوعيت پيدا كرده است وصرف وجود كلمهء رؤيت در عبارت « رؤيتپذيرى » به معناى موضوعيت رؤيت نيست . در حقيقت رؤيتپذيرى تعبيرى است از وصول قمر در مدار خود به نقطهاى خاص . پس ذو الطريق « وصول القمر إلى تلك النقطة » است كه نام آن را رؤيتپذيرى نهادهاند وروشن است اين به معناى موضوعيت رؤيت نيست ؛ زيرا رؤيت در آن اخذ نشده است . اكنون كه معلوم شد موضوع حكم ، « قابلية الهلال للرؤية » يا « رؤيتپذيرى هلال » است ، مىافزايم كه گاهى دورى ماه از لحظه اقتران به قدرى است كه فقط با چشم مسلّح قابل رؤيت است نه با چشم عادى ، وهنگامى كه فاصلهاش از اين مقدار بيشتر ووارد حدّ ديگرى از مدار خود شد ، با چشم عادى هم قابل رؤيت مىشود . بنابراين ، رؤيتپذيرى با چشم مسلّح موضوعي است ، ورؤيتپذيرى با چشم عادى موضوعي ديگر ، كه اقلّ واكثرند . چون خود كرهء ماه ، موضوع حكم نيست تا گفته شود در هر دو حالت يك چيز است ، بلكه - مثلا - دورى ماه از لحظه اقتران به اندازهء ده درجه كه فرضا با چشم عادى قابل رؤيت است « أكثر » ومنزلي از منازل ماه ، ودورى آن به اندازهء شش درجه كه فرضا فقط با چشم مسلّح قابل رؤيت است ، « اقلّ » ومنزلي ديگر از منازل ماه است : . . . وَالْقَمَرَ نُوراً وَقَدَّرَهُ مَنازِلَ لِتَعْلَمُوا عَدَدَ السِّنِينَ وَالْحِسابَ « 1 » . اكنون اين سؤال پيش مىآيد كه كدام يك از اين دو موضوع ودو منزل ماه ، ملاك شروع ماه وموضوع حكمند اقلّ يا أكثر ؟ « رؤيتپذيرى با چشم عادى » ( أكثر ) يا « رؤيتپذيرى با چشم مسلّح » ( اقلّ ) يا هر دو ؟ روشن است كه نتيجة واثر اين دو موضوع هم متفاوت است ، يعنى اگر اوّلى موضوع حكم باشد در بسيارى از آفاق ودر بسيارى از ماهها لازم مىآيد كه ماه قمري قبلي 30 روزه ومثلا شنبه روز اوّل ماه بعد
--> ( 1 ) . يونس ( 10 ) : 5 .