رضا مختاري / محسن صادقي
مقدمه 32
رؤيت هلال ( فارسي )
خياليه كه در صقع خيال وجود دارند وچون مادة جسمانية در اين وجود نيست لذا تأثّر وانفعال وتغيّر در اين وجود راه ندارد . سوم : وجود طبيعي مادي كه حقيقت شئ قائم به مادّه جسمانية است . امّا موجوديت در عالم عقلي ابداعى كه از همه شؤون مادة مجرّد است پس حقيقت شئ در آن وجود تعدّدپذير نيست بلكه فقط يك فرد كامل تام است كه جميع خواص وآثار آن نوع در آن يك فرد به نهج عقلي متحقق است وبه منزله كل افراد مادّيه آن نوع است ودر عين بساطت ووحدت ، وجود جمعى همه آنان مىباشد ليكن در وجود مثالي وطبيعي از براي آن نوع ، افراد بسيارى متصور است كه به واسطه عوارض از هم متميّز وجدا هستند . وبايست دانست كه اين مراتب سهگانه از وجود كه براي هر حقيقتي گفتيم از هم دور وبيگانه نيستند بلكه به حكم دو قاعده محكمه حكميه اصالت الوجود واشتراك معنوي آن ، نسبت وجود طبيعي به وجود مثالي نسبت ظلّ است به ذي ظلّ ونسبت عكس است به عاكس ونسبت فرع است به أصل وهمچنين نسبت وجود مثالي وطبيعي به وجود عقلانى ابداعى نسبت ظلّ وعكس است به ذي ظلّ وعاكس كه گويا وجود عقلانى را فرود آوردهاند وبه صورت وجود مثالي وطبيعي بر آمده است يا آنكه وجود طبيعي را بالا بردهاند مثالي گرديده وبالاتر رفته است ووجود عقلي گرديده واين تفاوت از نظر صافي وپاكى حقيقت ويا آلودگى وتنزّل بحسب اختلاف اقتضاءات نشآت عالم وجود ظهور يافته والبتة وجود مثالي وطبيعي از آثار وجود عقلي است . وبايست دانست كه وجود عقلانى هر حقيقت را ربّ النّوع افراد مثالي وطبيعي آن بايد شناخت يعنى مربّى ومكمّل وصاحب عنايت به وجودات مثاليه وطبيعية كه به منزله سايهها وپرتوهاى أو هستند مىباشد وهميشه فيض الهى از مجراى وجود عقلانى پايان مىرسد وهمين وجود عقلي ابداعى هر حقيقتي است كه در لسان شرع أنور تعبير به ملك موكّل گرديده مانند ملك موكّل به آب وباد وغيره كه در اخبار بسيارى ذكر فرمودهاند في المثل انسان وجودي دارد مادّى وطبيعي كه مشهود ومحسوس است ووجودي مثالي وبرزخي دارد كه أغلب در رؤيا وخواب ديدن نمايان مىگردد ووجودي عقلانى صاف از آلايش حيواني ومادي دارد كه تمام صفات انسانيت را به نحو أقدس وارفع دارد وبه نظر دقيق حقيقت انسان همان وجود عقلي