رضا مختاري / محسن صادقي
مقدمه 24
رؤيت هلال ( فارسي )
از دور دستى بر آتش دارند به خوبى مىدانند كه : يرى الناس دهنا في قوارير صافيا * ولم يدر ما يجري على رأس سمسم روغنى در شيشه بيني صاف وروشن ريخته * غافلى بر سر چه آمد دانهء بادام را روغن كنجد ار بيني صاف * يادآور ز سنگ عصّارى مرحوم أستاذ جلال همائى دربارهء مولوىنامه سخنى دارد كه اين جانب رؤيت هلال را مصداق بارز آن سخن مىدانم : حديث رنجى كه در اين تأليف كشيده شده وسرمايهاى كه از عمر ووقت واندوختهء پژوهشها وبررسيهاى متمادى در اين بناى تازه بنياد به خرج رفته است ، جز بر سيّاحان اين بحر وشنا آموختگان در يازده ، قصّهء « در گوش كران افسانه گفتن » و « كوران را فنّ مناظر ومرايا آموختن » است . « كجا دانند حال ما سبكباران ساحلها » . « 1 » از آنجا كه تدوين ، تنظيم وتصحيح ميراث فقهى كارى بس نفسگير ، پردردسر ، ملالآور وخستهكننده است ، با همه ضرورت واهميتى كه براي آن قائلم ، از اينكه بتوانم دفترى ديگر از آن را سامان دهم مأيوسم . اميدوارم فاضلان جوان وپرانرژى با استفاده از روش وتجربهء اين دو دفتر نشر يافته از ميراث فقهى ، اين كار را ادامه دهند تا همهء چهل موضوع اين طرح عظيم سامان يابد وبه بار نشيند وگرهى بگشايد ، إن شاء الله سبحانه . ( 8 ) هر يك از اين پنج جلد رؤيت هلال را به يكى از مفاخر وعالمان شيعه تقديم كردهايم . عالمانى از سلسلهء قهرمانان مجد آفرين وقلههاى سر به آسمان برده وستيغهاى برافراشته ، كه رايت شوكت وعزّت را بر بأم اين بوم وبر برافراشتند ودر دل بدخواهان رعب افكندند ودر برابر استعمارگران سدهايى پولادين ونفوذناپذير بودند ؛ يعنى ، به ترتيب ، حضرات : 1 . ميرزاى بزرگ شيرازي ( م 1312 ) « 2 » ؛ 2 . شيخ فضل الله نوري ( م 1327 ) ؛ 3 . سيد حسن مدرّس ( م 1356 ) ؛
--> ( 1 ) . مولوىنامه ، ج 1 ، ص 6 به نقل از طرح تدوين كتابشناسى بزرگ شيعه ، ص 90 . ( 2 ) . در اين كتاب همهء تاريخها به هجرى قمري است مگر جايى كه به غير آن تصريح شود يا قرينهاى بر آن باشد .