الشيخ محمد حسن المظفر ( مترجم : سپهري )
61
دلائل الصدق لنهج الحق ( فارسي )
براى روشن شدن وضعيت ، آيات قبل را در اينجا مىآوريم : * ( « فَتَرَى الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ يُسارِعُونَ فِيهِمْ يَقُولُونَ نَخْشى أَنْ تُصِيبَنا دائِرَةٌ فَعَسَى الله أَنْ يَأْتِيَ بِالْفَتْحِ أَوْ أَمْرٍ مِنْ عِنْدِه فَيُصْبِحُوا عَلى ما أَسَرُّوا فِي أَنْفُسِهِمْ نادِمِينَ وَيَقُولُ الَّذِينَ آمَنُوا أَ هؤُلاءِ الَّذِينَ أَقْسَمُوا بِالله جَهْدَ أَيْمانِهِمْ إِنَّهُمْ لَمَعَكُمْ حَبِطَتْ أَعْمالُهُمْ فَأَصْبَحُوا خاسِرِينَ . يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا مَنْ يَرْتَدَّ مِنْكُمْ عَنْ دِينِه . . . » ) * سپس مىگويد : * ( « إِنَّما وَلِيُّكُمُ الله وَرَسُولُه . . . » ) * ( 1 ) مشاهده مىكنيد كه از * ( « يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا مَنْ يَرْتَدَّ مِنْكُمْ » ) * تا پايان دو آيه به بيان مطلب مستقلى مىپردازد . با اين حساب ، چگونه مىتوان گفت كه استعمال لفظ اولياء به معناى ياوران ، در آيه اوّل ، موجب آن شده است كه لفظ ولى در آيهء اخير به معناى شخص سزاوار تصرف استعمال نگردد ؟ بر فرض هم كه تمام اين آيات با يكديگر مرتبط باشند باز هم با آنچه كه مطلوب ماست منافات ندارد ؛ زيرا لفظ اولياء در آيهء اوّل نيز به معناى رسيدگى به امور است ؛ اگر چه در قالب يارى و همكارى باشد . بدين ترتيب هر معنايى را كه در نظر بگيريم ، مطلوب ما ثابت مىشود . خصوصا با افزودن آيهء : * ( « مَنْ يَرْتَدَّ مِنْكُمْ عَنْ دِينِه » ) * زيرا شامل خصوصياتى است كه صرفا با زمامدار و سرپرست امور ، سازگار است . اما اينكه مىگويد : چنين معنايى با آيهء بعدى كه فرموده : * ( « وَمَنْ يَتَوَلَّ الله وَرَسُولَه وَالَّذِينَ آمَنُوا فَإِنَّ حِزْبَ الله هُمُ الْغالِبُونَ » ) * منافات دارد ، آشكارا باطل است ؛ زيرا مراد از تولَّى خدا و رسول و مؤمنان ، اين است كه آنان را به عنوان اوليا برگزينند و ولايت را به همان معنايى كه در آيهء قبلى ، يعنى * ( « إِنَّما وَلِيُّكُمُ الله . . . » ) * اراده شده است به ايشان محوّل سازند . پس ديگر چطور مىتوان گفت كه اين گونه برداشت از لفظ ولى با آيهء بعد سازگار نيست ؟ گذشته از اشكالات فضل ، برخى ديگر از اهل سنّت نيز در مورد استدلال به آيهء مذكور خرده گيريهايى نمودهاند . از جمله اينكه : هميشه در جايى كه ترديد باشد ، از حصر استفاده مىكنند . بنابراين معلوم مىشود كه در امامت سه خليفهء پيش از على ، شك و ترديدى نبوده است . پاسخ ما اين است كه پس در مورد ولايت خدا و رسول چه مىگوييد ؟ آيا در آنها ، اختلاف و ترديدى بوده كه با حصر آمده ؟ تازه اگر اين مطلب را بپذيريم ، خواهيم گفت كه اين مسئله ( اختصاص حصر ، به مقام شك و ترديد ) ، در حصر
--> ( 1 ) . همان / 52 - 55 .