الشيخ محمد حسن المظفر ( مترجم : سپهري )
53
دلائل الصدق لنهج الحق ( فارسي )
حق من بود ، اتفاق كردند . سپس گفتند : پاره اى از حقوق را بايد بگيرى و از پاره اى بايد صرف نظر كنى . ابن ابى الحديد در شرح اين جمله مىگويد : بدان كه اخبارى شبيه به اين از آن حضرت بسيار نقل شده است ، مانند اينكه : « ما زلت مظلوما منذ قبض اللَّه رسوله ( ص ) حتى يوم الناس هذا » يعنى اينكه : من از هنگام رحلت رسول خدا تا به حال همواره مظلوم بودهام . يا اينكه : « اللهم اجز قريشا فإنّها منعتنى حقّى و غضبتنى أمرى » . يعنى خدايا ! قريش را خود كيفر ده . آنها مرا از حق خودم بازداشتند و امرى كه مربوط به من مىشد غضب نمودند . يا اينكه : « فجزى قريشا عنى الجوازى فإنّهم ظلمونى حقّى و اغتصبونى سلطان ابن أمى » يعنى ، خداوند قريش را به كيفر اعمالشان برساند . آنها در حق من ستم روا داشتند و حكومت برادرم ( پيامبر ) را از من سلب كردند . و يا اينكه : وقتى فرياد كسى را كه مىگفت من مظلوم هستم ، شنيد به او فرمود : « بيا با يكديگر فرياد كنيم كه من نيز همچنان مظلومم » يا اين سخن كه : « ليعلم أنّ محلَّى منها محل القطب من الرّحى » يعنى ، او مىدانست كه نسبت من به حكومت و خلافت ، نسبت محور است به آسيا . و اين سخن كه : « ارى تراثى نهبا » : ميراث خود را غارت شده مىبينم . و اين سخن كه : « اصغيا بآنائنا و حملا الناس على رقابنا » : آن دو ، ظرف ما را - كنايه از خلافت و حكومت - وارونه كردند و ديگران را بر گردهء ما مسلط نمودند . و اين سخن كه : « إنّ لنا حقّا إن نعطه نأخذه و إن نمنعه نركب أعجاز الإبل و إن طال السرى » يعنى ، ما را حقى است كه اگر بدهند مىگيريم و اگر ندهند ، بر پشت شتر سوار مىشويم ، اگر چه شب طولانى باشد . و اين سخن : « ما زلت مستأثرا علىّ مدفوعا عمّا استحقه و استوجبه » يعنى ، همواره ديگران را بر من ترجيح دادند و مرا از آنچه سزاوار و درخور آن بودم منع نمودند . ( 1 )
--> ( 1 ) . شرح نهج البلاغه ، ج 2 ، ص 459 .