الشيخ محمد حسن المظفر ( مترجم : سپهري )

46

دلائل الصدق لنهج الحق ( فارسي )

خصوصا اگر وقوع اين دو اجماع ، همزمان بوده باشد . در غير اين صورت اجماع در مورد حقّانيت يكى از سه تن باطل است چه زودتر متحقق شده باشد و چه ديرتر ؛ زيرا اگر در مورد تعيين فرد مشخصى اجماع منعقد شده باشد بايد از آن پيروى كرد و ديگر اجماع بر حقّانيت يكى از اين سه نفر را نمىتوان به عنوان دوّمين دليل ، مطرح ساخت . علاوه بر اين ، احتمال دارد كه اجماع مقدّم ، درست و اجماع مؤخّر ، نادرست باشد ، و اين احتمال صحيحتر به نظر مىرسد . و اما اينكه گمان كرده است كه امكان برخورد با ابو بكر و گرفتن حق خويش براى على ( ع ) وجود داشت ، قابل قبول نيست . زيرا او ياوران بسيار كمى داشت . به همين دليل آن حضرت در خطبهء شقشقيه مىفرمايد : « فطفقت أرتئى بين أن أصول بيد جذّاء أو أصبر على طخية عمياء » و در جاهاى ديگر نيز چنين تعابيرى - به تواتر - از آن حضرت نقل شده . پس قريش با همديگر متفق شده بودند تا از روى حسد ، دشمنى و خونخواهى ، زمام امور را از دست او خارج كنند . آيا نمىدانيد كه در جنگ صفين تنها حدود پنج تن از قريش در سپاه حضرت بودند ، در حالى كه سيزده طايفه از قريش همراه معاويه بودند با اينكه از ستمگرى معاويه آگاه بودند و تنها تعداد اندكى از آنان شاهد برخورد آن حضرت با اسلافشان بودند . البته كينه و دشمنى قريش با آن حضرت چيز بعيدى نبود ؛ زيرا پيامبر اكرم ( ص ) با وجود طهارت و عصمت و قداست روحى كه داشتند نتوانستند وحشى ، قاتل عموى خود ، حمزه را - با آنكه مسلمان شده بود - ببينند تا آنجا كه پيامبر ( ص ) به او فرمود : « تا مىتوانى چهره ات را از من پنهان دار . » اين حديث در الاستيعاب و مسند احمد آمده است . ( 1 ) بدين ترتيب چگونه مىشود كسانى كه عمر خويش را در كفر سپرى كرده‌اند و بر اساس عادات جاهليت پرورش يافته‌اند شاهد آن باشند كه قاتل بزرگانشان حاكم و زمامدار آنان باشد و از او پيروى كنند در حالى كه مىتوانستند حكومت را از او بگيرند ؟ بعلاوه - بر اساس قوانين عرفى جامعهء عرب - هر خونى كه توسط برادر و پسر عموى آن حضرت ؛ يعنى پيامبر اكرم ( ص ) ريخته مىشد از چشم او مىديدند . و هر بلايى كه از سوى پيامبر بر سر آنان مىآمد ، سراغ امير المؤمنين مىرفتند ؛ زيرا آن حضرت ، نزديكترين فرد به پيامبر بود و بيش از همه از پيامبر حمايت نمود و از روز مبعث تا وفات

--> ( 1 ) . مسند احمد ، ج 3 ، ص 501 .