الشيخ محمد حسن المظفر ( مترجم : سپهري )

39

دلائل الصدق لنهج الحق ( فارسي )

و چنين وانمود كرد كه اين ابيات را پريان خوانده‌اند . ( 1 ) و اما اشكال اين سخن وى كه اگر انصار از رسول خدا ( ص ) در مورد خلافت على ( ع ) چيزى شنيده بودند پس چرا آن را عليه ابو بكر مطرح نساختند ؟ اين است كه اگر آنان مىخواستند از اين سخن پيامبر به عنوان دليلى عليه ابو بكر استفاده كنند ، همين سخن به ضرر خودشان هم تمام مىشد ؛ زيرا آنان نيز خواهان حكومت بودند و مطابق گفتهء فضل براى تعيين شخصى از ميان خود به عنوان امام ، جمع شده بودند . اينان ، اوّلين كسانى بودند كه سخن پيامبر اكرم ( ص ) را در مورد تعيين جانشين در روز غدير خم زير پا گذاشتند . ليكن اين مسئله مربوط به زمانى بود كه فهميدند قريش حق امير المؤمنين ( ع ) را غصب خواهد كرد ؛ زيرا ايشان آن صحيفهء جائره اى را كه ابو عبيده را امين آن قرار دادند و از همين لحاظ او را امين خواندند ، در مكه صادر كرده بودند و در روز غدير در بعضى از خيمه‌هاى آنان سخنان ناروا بر زبان جارى شد و آن اقدام زشت را در عقبه انجام دادند و تصميم گرفتند كه پيامبر اكرم ( ص ) را به قتل برسانند و به آن حضرت نسبت هذيان گويى دادند و مانع از آن شدند كه بر تعيين على ( ع ) تأكيد نمايد . ضمن اينكه پيامبر اكرم ( ص ) تصريح كرده بود كه على ( ع ) هميشه مظلوم و مقهور خواهد ماند و مردم ، پيمان خويش را با او خواهند شكست ، از اين رو بود كه انصار ترسيدند حكومت و ولايت به دست دشمنان امير المؤمنين بيفتد و تصميم گرفتند مستقلا امامى تعيين كنند يا در مسئلهء امامت سهيم باشند . بعيد هم نيست كه بسيارى از انصار گفتهء پيامبر را در مورد تعيين على ( ع ) به جانشينى خود به ابو بكر گوشزد كرده باشند امّا او و يارانش اهميت نداده باشند . كما اينكه مطابق گفتهء طبرى و ابن اثير ، تمام انصار يا تعدادى از آنان گفتند كه ما جز با على ( ع ) بيعت نمىكنيم . فضل در جاى ديگر مىگويد : « آيا امكان دارد انصارى كه خدا و رسولش را يارى كردند . . . » در پاسخ مىگوييم بر فرض كه انصار ، سكوت كرده فرمودهء رسول اكرم ( ص ) در مورد امير المؤمنين ( ع ) را گوشزد نكرده باشند ، امر عجيب و غير منتظره اى نخواهد بود ؛ زيرا انصار نيز مطابق آيهء قرآن و روايت حوض يا رواياتى كه بخارى آورده پس از

--> ( 1 ) . شرح نهج البلاغه ، ج 4 ، ص 190 .