الشيخ محمد حسن المظفر ( مترجم : سپهري )
28
دلائل الصدق لنهج الحق ( فارسي )
او را بپذيرند ، در اين صورت نيز باطل بودن اين نظر آشكار است ؛ زيرا معمولا امكان ندارد كه تمام مردم از صلاحيت وى آگاه باشند حتى اگر شخص انتخاب كننده يا انتخاب كنندگان به اين مطلب ، شهادت دهند ؛ زيرا اگر چنين افرادى فاسق نباشند ، معمولا عدالت آنها نيز براى تعداد اندكى از مردم شناخته شده نيست . بدين ترتيب ، مردم مدتى طولانى بدون امام و يا تا مرگ آن امام انتخاب شده در هرج و مرج باقى مىمانند و چه بسا شهادت آنان - به واجد شرايط بودن شخص انتخاب شده - با شهادت گروه ديگرى تعارض پيدا كند و بر هرج و مرج بيفزايد . اما اگر بگوييم مردم بدون قيد و شرط امام را بپذيرند ، بطلان اين نظريه ، آشكارتر مىگردد ؛ زيرا لازمهء اين سخن ، پذيرفتن امامت شخصى است كه جامعيت او به مجرّد انتخاب يك شخص يا انتخاب گروهى كه عدالت خودشان معلوم نيست و يا معروف به فسق هستند ، تأييد شده است . و البته كسى كه به خدا و حكيم بودن او ايمان داشته باشد چنين نظريه اى را نمىپذيرد . 7 - همانطور كه گذشت ، امام بايد معصوم و از تمام مردم برتر و كاملتر باشد ، چنين شخصى تنها از طريق تعيين مستقيم خدا به وسيلهء پيامبر و يا امام معصوم ( ع ) ديگر كه از خدا و رسول او ( ص ) نقل مىكند و يا به وسيلهء ظهور معجزه ، شناخته مىشود . اگر امام قبلى معصوم نبوده حكم او حاكى از حكم خدا نباشند ؛ در اين صورت تعيين كردن او نيز بىفايده خواهد بود ؛ زيرا احتمال دارد كه او به اشتباه يا به عمد از روى هوا و هوس يا علاقهء به خويشاوندان ، شخص نالايقى را انتخاب كند . در واقع ، اهل سنّت با ما در اين مسئله كه ثبوت امامت از طريق تعيين امام قبلى است هم عقيده نيستند ؛ زيرا مراد ما از امام قبلى ، شخص خاصى است و مقصود آنان شخص ديگرى است . 8 - نصب امام بر خدا واجب است . پس بايد انتخاب و تعيين امام نيز از طرف او باشد . و قرآن و عقل بر وجوب اين امر دلالت دارد . امّا در قرآن مىفرمايد : * ( « كَتَبَ رَبُّكُمْ عَلى نَفْسِه الرَّحْمَةَ » ) * ( 1 ) بديهى است كه نصب امام نوعى رحمت است . و در آيهء ديگر مىفرمايد : * ( « إِنَّ عَلَيْنا لَلْهُدى » ) * ( 2 ) . بدون شك نصب امام نوعى هدايت بوده و يا مقدمهء آن به حساب مىآيد . آيهء ديگر :
--> ( 1 ) . انعام / 54 . ( 2 ) . ليل / 12 .