الشيخ محمد حسن المظفر ( مترجم : سپهري )
22
دلائل الصدق لنهج الحق ( فارسي )
سهلگير و ناتوان نباشد نمىگفت ؛ زيرا قسمت اوّل اين شرط ، امامت عمر را خدشه دار مىكند و قسمت دوّم آن امامت عثمان را . با توّجه به مطالب فوق كه حاكى از ضرورت برترى امام در تمام صفات كمال است ، معلوم مىشود فرض اينكه امام در صفتى ، برتر باشد و در صفت ديگر خير ، صحيح نيست . بنابراين تعارضى ، تصور نمىشود تا گفته شود كه هر كس صفت مديريت جامعه را داشته باشد براى امامت سزاوارتر است . درست همان كارى كه فضل كرده است . بايد دانست كه اگر امام در تمام صفات كمال برتر باشد ، حتما بيشتر خدا را اطاعت مىنمايد و اعمال نيك و پسنديده او افزونتر مىگردد و بالتبع ثواب زيادترى خواهد برد . لذا چنانچه مراد از افضل بودن امام مأجورتر بودن وى باشد ، چون اين ويژگى لازمهء برترى در همهء صفات كمال است ، درست خواهد بود و اشكال فضل بر علَّامه بى مورد مىشود . گو اينكه مراد مصنّف نيز غير از اين بوده است . همچنين احتمال سوّم فضل نيز مراد مصنّف نبوده است ؛ زيرا صلاحيت رسيدن به مقام امامت از نظر مصنّف تنها با دارا بودن عصمت و برترى در ديگر صفات پسنديده حاصل مىشود ، نه با صرف اعلميّت در حفظ حوزهء اسلام . بعلاوه ، نادرستى اين جملهء فضل كه : « اگر حفظ حوزهء اسلام با فرد پايينتر تأمين شود ، مقدّم داشتن افضل ، واجب نيست . » روشن است ؛ زيرا مقدّم داشتن فرد پايينتر بر فرد برتر ، در امر امامت به حكم عقل ، قبيح است . بر اين اساس ، اصولا پيمانى كه با فرد مفضول بسته شود ، مشروعيت ندارد تا گفته شود كه نقض آن ، موجب بروز فتنه خواهد شد . امّا اين قوم حسن و قبح عقلى را قبول ندارند و لذا اشكال ديگرى پيش مىآيد و آن اينكه اگر حسن و قبح عقلى وجود ندارد ، پس شرط اجتهاد و عدالت و ديگر شروط - به استثناى قريشى بودن كه مبناى شرعى دارد - چه معنايى خواهد داشت ؟ امّا پاسخى كه در مورد دو آيهء مطرح شده داد ، اشتباه است ؛ زيرا بر خلاف گمان فضل ، مراد از آيههاى مذكور صرفا نفى برابرى دانا و نادان يا هادى و غير هادى نيست ؛ چرا كه مساوى نبودن اين دو بديهى است و نيازى به گفتن ندارد . امكان ندارد كه هيچ فرد عاقلى ، عالم و جاهل را مساوى بداند تا آيه بخواهد او را محكوم كند ؛ بلكه مراد آيه اين نكته است كه فرق نگذاشتن ميان عالم و جاهل در عمل و پيروى نكردن از افضل را محكوم نمايد . كما اينكه آيهء اوّل به اين امر تصريح دارد ؛ زيرا اين آيه ، كسى را كه به اين نكته معتقد نيست كه : « پيروى از هدايتگر بهتر است از پيروى شخصى كه خود جز با هدايت راه را نخواهد يافت » محكوم مىنمايد .