الشيخ محمد حسن المظفر ( مترجم : سپهري )
15
دلائل الصدق لنهج الحق ( فارسي )
ابتداى امر و چه در ادامهء آن - همين طور است . زيرا اينان پيرو كسانىاند كه هيچ شرطى از شرايط مذكور را دارا نيستند و اين گونه افراد را امير المؤمنين مىنامند و شورش عليه او را حرام مىشمارند و به دستور او مىكشند و نماز جمعه و عيد را اقامه مىكنند . پس بدين ترتيب بايد گفت شروطى كه اينان ذكر مىكنند ، ساختگى و جعلى است و در عمل از آنها خبرى نيست . بنابراين ، آنجايى كه علَّامه بدانان نسبت داده كه امامت سارقان و فاسقان را جايز مىشمارند ، نسبت درستى است ؛ خصوصا پس از انعقاد بيعت قطعا چنين اعتقادى حاكم است . البته انكار حسن و قبح عقلى چنين طرز فكرى را نيز اقتضا مىكند . كما اينكه روشن خواهد شد كه بر مبناى انكار حسن و قبح عقلى ، آنان چنين اعتقاد دارند كه واجب نيست امام از پيروان خود برتر باشد . اخبار و روايت معتبر اهل سنّت نيز كه اطاعت از زمامداران ستمگر و گمراه را واجب مىشمارد ، جاى هيچ گونه شك و ترديد در اين باره باقى نمىگذارد . در ابتداى بحث نقل شد كه پس از حادثهء حرّه و اعمال شنيعى كه يزيد مرتكب شد ، مطابق نقل مسلم ، ابن عمر اين حديث را خواند : از رسول خدا ( ص ) شنيدم كه فرمود : هر كس دست از اطاعت بردارد ، روز قيامت بدون هيچ عذرى ، خداى را ديدار خواهد كرد و هر كس بدون آنكه بيعتى برگردن داشته باشد بميرد ، در جاهليت مرده است . روايت ديگر ، حديثى است كه بخارى در باب دوّم از « كتاب الفتن » و مسلم در « كتاب الامارة » باب « وجوب طاعة الأمرا » از عبادة بن صامت نقل كردهاند : پيامبر ( ص ) ما را فراخواند و ما با وى بيعت نموديم . در پيمانى كه از ما گرفت قرار شد كه ما با وى بيعت كنيم كه هر چه مىگويد بپذيريم و با زمامداران مخالفت نكنيم ، مگر در صورتى كه كفر آشكارى ببينيد كه برهان الهى بر آن داشته باشيد . روايت ديگر قسمتى از يك حديث است كه مسلم در « كتاب الامارة » باب « الأمر