آقا محمد علي كرمانشاهي

6

مقامع الفضل

نباشد » « 1 » . ودر طريق حسن اين را نيز فرموده كه : « اگر امر با ما باشد تجويز نخواهيم كرد طلاق را مگر از براي عدّه » « 2 » . يعنى طلاق رجعي را قبول مىكنيم نه طلاق خلعى را كه بائن است ، زيرا كه شرط صحّت خلع كه تكلّم به عبارات مذكوره است متحقّق نمىشود غالبا ، مگر آنكه زنى فاسقهء عارفه به أحاديث ومسائل خلع باشد ، وبر عارف مطلع بر اصطلاحات آيات وروايات مخفى نيست كه مراد از اطلاق لفظ « ناس » - يعنى مردم - در قرآن يهود ، ودر اخبار اماميّه ؛ أهل سنّت‌اند ، وفهميدن غير اينها از لفظ « ناس » در آنها به أعانت قرائن معلوم مىشود ، واز اينجا معلوم مىشود كه حديثي كه دلالت بر اكتفا به كمتر از عبارات مذكوره كند محمول بر تقيّه است « 3 » ، ومذهب مشهور سنّيان آن است كه : مطلقا كراهت زوجه شرط نيست « 4 » ، ومذهب مالك آن است كه : كراهت في الجملة شرط است ، چنانكه در كتاب « رموز الفقهاء » اشاره به آنها نموده « 5 » . ودر صحيحهء كناني از حضرت صادق عليه السّلام چنين است كه : « حلال نيست خلع تا آنكه همين زن طلب كند خلع را از مرد بدون آنكه مرد به أو ضرر رسانيده ، يا أو را زده باشد ، تا آنكه بگويد كه هيچ قسم تو را به عمل نمىآورم ، وغسل جنابت از تو نمىكنم » « 6 » تا آخر حديث .

--> ( 1 ) وسائل الشيعة : 22 / 281 حديث 28592 . ( 2 ) كافى : 6 / 139 حديث 1 ، وسائل الشيعة : 22 / 284 حديث 28600 . ( 3 ) كافى : 6 / 141 حديث 6 ، تهذيب الأحكام : 8 / 97 حديث 328 ، استبصار : 3 / 316 حديث 1127 ، وسائل الشيعة : 22 / 279 حديث 28588 . ( 4 ) مغنى ابن قدامه : 7 / 247 و 248 . ( 5 ) اين كتاب را نيافتيم . ( 6 ) تهذيب الأحكام : 8 / 96 حديث 325 ، كافى : 6 / 140 حديث 4 ، استبصار : 3 / 316 حديث 1124 ، وسائل الشيعة : 22 / 281 حديث 28593 .