آقا محمد علي كرمانشاهي

526

مقامع الفضل

لا بد أو را علّتى بايد ، وعلّت اگر قديم باشد قدم حادث لازم آيد ، واگر حادث باشد أو را نيز علتي بايد ، وهكذا تا دور يا تسلسل لازم آيد . والجواب : على مذهب متكلم به منع لزوم قدم حادث ، وبر مذهب حكيم به جواز تسلسل در علل موجبه . أيضا : هر چيزى مستلزم نقيض خود است زيرا كه اين صادق است كه كلّما تحقق الخاص لزم تحقق العام وكلّما تحقق العام لم يلزم تحقق الخاص ، والنتيجة كلّما تحقق الخاص لم يلزم تحقق الخاص . والجواب به منع كلّية الكبرى . أيضا : وجود واجب است لذاته والّا يا ممتنع باشد پس متّصف شود به عدم ، يا ممكن باشد پس قابل عدم باشد ، وممتنع است اتصاف شئ به نقيض وقبول نقيض . والجواب : لا نسلم كه اتصاف شيء به عدم خود محال است ، بلكه محال حمل نقيض است بر أو . أيضا : وجود ممكن محال است زيرا كه حال لحوق وجود اگر موجود باشد تحصيل حاصل ، والّا اجتماع نقيضين لازم آيد . والجواب : لحوق وجود در آخر زمان عدم وأول زمان وجود است ، ودر آن دم متّصف به وجود است ، وتحصيل حاصل وقتي لازم آيد كه أو بغير اين وجود موجود باشد . أيضا : هر معدومى كه ممكن است بايد در اين زمان موجود باشد زيرا كه : وجود معدوم ممكن در اين زمان ممتنع نيست وهر چه وجود أو در اين زمان ممتنع نباشد بايد كه موجود باشد زيرا كه : اين قضية صادق است كه هر چه موجود نيست در اين زمان ممتنع است پس عكس نقض آن نيز صادق باشد . والجواب : اگر مراد بامتناع امتناع ذاتي است صدق اين قضية كه هر چه موجود نيست در اين زمان وجود أو در اين زمان ممتنع است ممنوع ، واگر مراد امتناع بالغير است صغراى قياس ممنوع است . أيضا : هر چه ممتنع است بايد كه موجود باشد در خارج زيرا كه : هر ممتنعى موجود