آقا محمد علي كرمانشاهي
483
مقامع الفضل
كتاب شهادت چنين گفته است كه : رقص نه حرام است ونه مكروه بلكه مباح است به دليل حديث بخارى ومسلم در صحيحين ، كه پيغمبر صلّى اللّه عليه وآله ايستاد از براي اينكه عايشه را از نامحرم مستور دارد ، تا آنكه عايشه نگاه كند به حبشيان كه بازى مىكردند ومىرقصيدند واز براي آنكه رقص مجرّد حركاتى است بر راستى يا كجى ، مگر آنكه با شكستن باشد ، يعنى : انگشتان را به هم زنند كه صدا كند ، كه به اين طريق حرام است از براي اينكه شبيه است به افعال مخنّثين ، ومكروه است شطرنج بازى بدون شرط از طرفين يا از يك طرف ، وهمچنين مكروه است غنا كردن وشنيدن هرگاه با آلت طرب نباشد مثل طنبور ونى وسرنا وسنج وچهار تار وطبل ، واستعمال اين آلات طرب وشنيدن اينها صغيره است وضرر به عدالت شاهد ندارد ، مگر آنكه اصرار بر آنها نمايد وطاعتش غالب بر آنها نباشد وهمچنين نه حرام است ونه مكروه بلكه مباح است حدى خواندن از براي شتر ودف زدن هر چند حلقه دار باشد از براي اظهار سرور وخوشحالى در عروسى وختنه وعيد ورسيدن مسافران وأمثال اينها ، وهمچنين شنيدن حدى ودف از جهت اينكه در حليت آنها اخبار بسيار وارد شده ، بلكه تصريح كرده است نووى به سنّت بودن حدى وبغوى به سنّت بودن دف « 1 » ، تمام شد كلام قاضى زكريّا . وجوهري حنفي در كتاب « صحاح اللغة » در ترجمهء « در كله » - به كسر دال وكاف - گفته است كه : آن نوعي است از بازى عجم ، وأبو عمرو گفته است : كه آن نوعي است از رقص ، ودر حديث مذكور است كه : پيغمبر صلّى اللّه عليه وآله گذشت بر أصحاب « دركله » پس فرمود به ايشان كه : سعى كنيد اى بنى ارفده در رقص تا يهود ونصارى بدانند كه در دين ما فراخى است وتنگى نيست .
--> ( 1 ) فتح الوهّاب بشرح منهج الطلّاب : 2 / 220 ( با تقديم وتأخير ) .