آقا محمد علي كرمانشاهي
256
مقامع الفضل
لازم مىآيد كه هيچ چيز نباشد ، زيرا كه : هر چه هست يا هستى أو از خود است ، يا از غير است ، پس اگر از خود است واجب الوجود است ومطلب ثابت ، واگر از غير است ممكن الوجود است ومحتاج است به غير ممكن الوجود ، وغير ممكن الوجود واجب الوجود است ، پس اگر واجب الوجودي موجود نباشد هيچ چيز موجود نبود « 1 » واين خلاف واقع است . ودليل بر يگانگى خدا آن است كه : پيغمبران بسيار از جانب خدا آمدند وهر پيغمبرى كه آمده است گفته است كه : از جانب خدائى آمدهام كه پيغمبران پيش از مرا فرستاده است ، پس اگر خداى ديگر مىبود مىبايست كه پيغمبرى از جانب خود بفرستد . وعدل آن است كه : مكلّف بداند واقرار كند به اينكه خدا عادل است ، به دليل آنكه ظلم قبيح است وقبيح را كسى مىكند كه جاهل ، يا محتاج باشد وجاهل ومحتاج لياقت خدائى ندارد . ونبوّت آن است كه : مكلّف بداند واقرار كند كه محمّد بن عبد اللّه بن عبد المطلب پيغمبر خداست وخاتم پيغمبران است وبعد از أو پيغمبرى نخواهد بود . وپيغمبر انساني است كه بىواسطهء انساني پيغام خدا به خلق رساند . ودليل بر پيغمبرى محمّد صلّى اللّه عليه وآله وسلّم آن است كه : قرآني آورده وگفت : « اين معجزهء من است وهر كه در پيغمبرى من شك دارد يك سوره مثل سورههاى قرآن بياورد » « 2 » ، تا حال كه زيادة بر هزار سال است صاحبان زبان هر فرقهاى از كافران آن را شنيدند ومثل سورهاى از آن را نياوردند ، بلكه در مقام قتال بر آمدند . وبعضي خود را به كشتن ومال خود را به غارت وعيال خود را به اسيرى دادند وبعضي مسلمان شدند وبعضي قبول جزيه كردند ، ودر قرآن كه
--> ( 1 ) ه : نباشد . ( 2 ) بقره ( 2 ) : 23 .