آقا محمد علي كرمانشاهي
254
مقامع الفضل
وشخصي عرضه به حاكمى داد كه جلّاد شود ودر آخرش نوشته بود كه اگر مراد مرا برآرى عند اللّه وعند الرسول ضايع نخواهد شد . وديگرى گفت : خوب خدائى دارم كه على نگهدارش باد . وشخصي را حاكم جائى كردند ورعيّت أو بسيار مىمردند ، پس در قنوت نماز خود گفت : خدايا مرا به خير تو اميد نيست شر مرسان . وشخصي به ديگرى گفت : خسن وخسين هر سه دختران معاويهاند يا نه ؟ أو در جواب گفت : من كدام غلط تو را درست كنم . وديگرى شهادت بر بدى كسى داد كه أو ناصبي رافضي است ، قدرى جبري است كه دشنام مىدهد حجّاج پسر زبير را ، كه خراب كرد خانهء كعبه را بر سر على پسر أبو سفيان . وديگرى گفت : از ميان پيغمبران جرجيس را اختيار كردى . وشخصي پرسيده است كه در سورهء إِذا جاءَ نَصْرُ اللَّهِ وَالْفَتْحُ وَرَأَيْتَ النَّاسَ يا ورأيت الباس است . وحكايت سَنُقْرِئُكَ فَلا تَنْسى كه از قلعهء قرآن گريخته أو را گرفته به خانههاى خود محبوس نمايند ؟ جواب : أحوط ترك است ، وجزم به معصيت بودن اينها نمىتوان كرد اگر معلوم نباشد كه غرض گوينده استخفاف به دين است . سؤال ضيج [ 813 ] : بازيهائى كه متعارف است غير از آنچه بخصوص نصّ در تحريم آن واقع شده ، مثل : بازى پادشاه ووزير ، ودوز بازى ، وبيست وچهار خانه كه به لغت عرب آن را « قرق » به فتح قاف أول وكسر راء مىگويند حرام است يا نه ؟ جواب : اظهر حلّ « 1 » است ، خصوصا هرگاه به آنها گروبندى نشود وچيزى
--> ( 1 ) الف : حليّت .