آقا محمد علي كرمانشاهي
6
مقامع الفضل
وجواهر زواهر « 1 » تحيّات وافيات « 2 » ، ودرر غرر تسليمات با بركات . نثار مضجع « 3 » منوّر جناب امّى لقبى كه - با وجود آنكه شخص بىعديلش در مكتب تعليم زحمت تحصيل نديده ، وذات معجز صفاتش از كأس علوم شربت تعلّم نچشيده بود - كتابخانهء هفت ملّت را به آب بىنيازى شستشو نموده ، وبا اينكه زبان وحى ترجمانش در ايّام صبا « 4 » ، وهنگام نشو ونما به آموختن « الف » و « با » در دهان الهام بيان نگرديده بود ، لب عيسى دم را به تعليم آيات بيّنات قرآن مجيد ، وتدريس سور فيضپرور فرقان حميد - كه زبان نكتهوران از بيان يك حرف آن عاجز ، وبيان معنىپروران از تقرير يك لفظ آن ، قاصر آمد [ * 3 ] - گشود . واز آنجا كه زبان معجز بيانش مفتاح كنوز ايراد والهام الهى بود ؛ با فصحاى عرب وبلغاى بطحاء ويثرب ؛ خطاب وَما يَنْطِقُ عَنِ الْهَوى إِنْ هُوَ إِلَّا وَحْيٌ يُوحى « 5 » فرمود ، اگر چه أصابع فيض تابعش تحمّل قلم وخامه ، وتحميل تحرير صحيفة ونامه نديد ، قلم نسخ بر جميع خطوط كتب أهل هر ملّت بركشيد ، وبا آنكه دايهء لطف عميم قادر رحمان ورحيم چون درّ يتيم « 6 » أو را در كنار رحمت ودامن عاطفت ؛ بىپدر ومادر پروريد ، به تعليم معلّم ألطاف حقّ عليم وإرشاد مرشد فضل خداى كريم از علم لدنّى أساس ارشاد را به نوعي در فضاى زمانه چيد كه دستبرد أعوام وشهور تا دامن قيامت آن را نتواند برچيد . وصلوات موفور وتحيّات نامحصور بر آل وأولاد أو كه - به مدلول
--> ( 1 ) زواهر ، جمع زاهرة : روشن وصاف ، منوّر ، نوراني ( فرهنگ معين : 2 / 1716 ) . ( 2 ) وافيات ، جمع وافيه : كامل ( فرهنگ معين : 4 / 4952 ) . ( 3 ) مضجع : خوابگاه - آرامگاه - قبر ( فرهنگ معين : 3 / 4187 ) . ( 4 ) صبا : كودكى ، طفوليّت ( فرهنگ معين : 2 / 2126 ) . ( 5 ) نجم ( 53 ) : 3 و 4 . ( 6 ) درّ يتيم : مرواريد كمياب وبىبها ( لغتنامه دهخدا : 23 / 572 ) .