السيد نعمة الله الجزائري
322
كشف الأسرار في شرح الاستبصار
گر چه در راه طلب گرم رواناند بسى * نرسيدند بمقصود ، مگر چند كسى دل آزاده ندارى ، تو كجا كعبه كجا * كه بسر منزل غفلت تو رهين هوسى شعلهء نور تجلى بفراز است هنوز * كو كليمي كه از آن كوى بيارد قبسى رنج شب مىشودت باعث آسايش روز * دوش اين نكته شنيدم ز زبان جرسى گر چه ناقابلى از فيض ، تو مأيوس مباش * جهد كن بلكه أجابت شود ملتمسى بي خود آمدى از أوج سعادت به حضيض * تو همائى ، عبث اين قدر بفكر قفسى دل أرباب صفا را چه غم از غمّازان * بحر را كي بود انديشهء هر خار وخسى پند در پرده دهد نى دل آگاهان را * تا ز خود برگ نريزى بمقامى نرسى رو كن از دار خلائق بفضاى ملكوت * تو غزال ختني ، چند بقيد مرسى « 1 » سهل باشد غم نقلي كه نخوردى تا چند * بر سر از حسرت آن دست زنان چون مگسى هر طرف مىنگرم مرده دلانند ( فقير ) * كاش مىبود در اين عصر مسيحا نفسي « 2 » وقال أيضا قصيدة غراء في مدح أمير المؤمنين عليه السّلام نذكر منها أبياتا تبرّكا : تا بكى شوريده حالي در هواي آن واين * غافل از انديشهء أحوال روز واپسين چند جان را بستهاى وارونه در زندان تن * چند خود را در سراى بيخودى دارى رهين چند كشتى كردهاى لنگر بگرداب بلا * بحر پر آشوب وره دور ونهنگان در كمين بر در أرباب دنيا چند از روى أدب * مىكنى گردن كج وقامت خم وسر بر زمين
--> ( 1 ) ختن : بر وزن كهن : قسمتى از تركستان چين است كه آهوى مشك آن معروف بوده . ومرس : بر وزن قفس : رسنى كه بر گردن سگ بياندازند ( فرهنگ عميد ) ( 2 ) تذكرهء شوشتر ( ص 179 ) .