السيد نعمة الله الجزائري

241

كشف الأسرار في شرح الاستبصار

« كلب الا وجرب ، ومن لم يصدّق فليجرّب » . « يكى از سنوات كه حقير به بصره بودم ، سيد علي بن » « سيد جابر كه از معارف سادات جزائرى بود ، جمعى زوّار » « عجم را با خود گرفته ، از رود فرات به قصد عتبه بوسى » « عتبات عرش درجات روانه شدند ، يكى از أعاظم بنى خزعل » « شيخ فرج اللّه نام ، به طمع مال چشم از ننگ نام پوشيده » « با جمعى از تبه روزگاران آن فرقه ، سر راه به آن سيد » « ذيجاه گرفته ، آن بزرگوار به نصائح دلپذير به أو پيغام » « داد كه اين مردم همه شيعي مذهب وزوّاراند ، سر راه » « بر اينها گرفتن از شيوهء مردى ومروّت دور است . سخن » « درنگرفت ، وكار به مخاصمه كشيد . » « آن از خدا بيخبر ، شمشيرى بر آن سيد والا گهر انداخته ، » « بر صورت آن بزرگوار رسيد ، وبيهوش شد ، مردم أو را » « به كشتى انداخته به جزائر آوردند در همان شب حال بر » « آن شقاوت مآل برگشته ، ديوانه شد ، برهنه وعريان » « سر به صحرا نهاد ، همه كس را دشنام دادى ، ودست‌هاى » « خود را خاييدى ، در همان حال بعد از دو روز بمرد . » « أولياء أو أموال منهوبه را به جزائر آورده تسليم سيد » « نمودند ، واز أو معذرت خواستند . واين امر خارق عادت » « كه به تازگى روى نمود ، باعث زيادتى احتراز أكابر » « وأعاظم از ستيزه با سادات شد . « 1 » »

--> ( 1 ) تحفة العالم ( ص 97 )