قطب الدين الراوندي

693

سؤال و جواب فقهى ( فارسي )

تمسك كرد ، چون در مقام خطاب ، قدر متيقن ( متنجّس مايع ) وجود داشته است ( و اطلاق حديث يا كلام اصحاب به آن بر مىگردد و فقط شامل آن مىشود ) و واضح است كه مايع و جامد با هم فرق دارند ( و حكم آنها يكى نيست ) . و همين يك فرق ، كافى است كه بگوييم عرفاً و شرعاً در مايع سرايت وجود دارد ( ولى در جامد نه ) و مردم تمام آبى را كه در آن چرك يا خلطى افتاده باشد پليد مىدانند و ظرفى را هم كه آن آب در او بوده پليد مىشمارند ، ولى اشياء ديگرى را كه با آن ظرف برخورد نمايد پليد نمىدانند . البته شارع مقدس نيز در مسأله تنجيس و تطهير مانند روش عرف رفتار مىكند ، و از همين جا معلوم مىشود كه در تحقق تنجيس ، ملاقات و وجود رطوبت مُسرى لازم است . همچنين ( با ملاحظه عرف ) حكم برخى از مسائل تطهير كه نص خاصى در آنها وارد نشده است مشخص مىشود . از آنچه ذكر شد احتمال اين كه ذكر مايع از باب مثال باشد منتفى شده و باب تنقيح مناط هم بسته مىشود . عجيب است كه برخى از علما روايت عيص را دليل بر تعميم گرفته‌اند ( و حكم را به متنجس جامد نيز سرايت داده‌اند ) . عيص مىگويد : از حضرت صادق ( ع ) پرسيدم : كسى كه بول كند و براى تطهير آب نداشته باشد و با قطعه سنگى خود را خشك نمايد ، سپس آلت و ران هايش عرق كند حكمش چيست ؟ حضرت فرمود : آنها را بشويد . پرسيدم : كسى كه پس از بول آلتش را با دستش خشك كند و سپس دستش عرق كرده و آن عرق به لباسش برسد ، آيا بايد لباسش را بشويد ؟ امام صادق ( ع ) فرمود : نه . اين حديث به خوبى بر تفصيل بين متنجس جامد و مايع دلالت دارد ، چون بين دو سؤال فرقى نيست جز اين كه در سؤال اوّل كه عرق زياد بوده و از عضو او به ران‌ها