قطب الدين الراوندي

456

سؤال و جواب فقهى ( فارسي )

است به اين كه از جمله صفات منافقين : قسم دروغ خوردن است و مانع شدن از راه خدا . و شكى نيست كه رفتن به مسجد و سعى كردن به سوى ذكر خدا و استماع موعظه و خطبه مشتمله بر امر به معروف و نهى از منكر « سَبِيلِ اللَّهِ » است ، پس هر كه مردمان را از اين معنى برگرداند در صفات منافقين داخل است و او مصداق آيهء كريمه مىتواند [ با ] شد . آيهء سوم : « ذلِكَ بِأَنَّهُمْ آمَنُوا ثُمَّ كَفَرُوا فَطُبِعَ عَلى قُلُوبِهِمْ فَهُمْ لا يَفْقَهُونَ » اشاره است به اين كه از جمله صفات منافقين آن كه چون نفس ايشان در اول امر پاك باشداز لوث گناهان [ و نا ] فرمان حق مبرّا اند « 1 » و چون آلوده شود به وساوس شيطان و گناهان عاصى مىشوند . و همچنين تاركين جمعه ، بار اول تصديق مىكنند به نماز جمعه ؛ به جهت آن كه علماء چون نظر به قرآن و حديث مىكنند و ملاحظه امر الهى به فعل ، و نهى از ترك او مىنمايند ، اطاعت مىكنند و عوام نيز تصديق ايشان مىكنند ؛ به جهت آن كه عبادت فى نفسها مرغوب و محبوب مؤمنان مىباشد ، و چون شبهات و وساوس و خطوات شياطين به ايشان مىرسد ، شك مىكنند در آن و ترك مىكنند و هر چند روز رأيى اختيار مىكنند : گاهى واجب عينى مىدانند در زمان غيبت ، و ليكن عذر مىگويند به آن كه عادلى را نمىيابيم كه نماز با او بكنيم ، گويى يا مىخواهند كه مطلع شوند بر اتّصاف نفس او به ملكه راسخه ؛ و چون اين معنى مخصوص « عالم الغيب و الشهادة » است ، و اطلاع بر او ممكن نيست ، ترك فريضه مزبوره مىنمايند ، بلكه مطلق جماعت را ترك مىكنند ، و هر كه را مىبينند كه به مسجد مىرود بر مىگردانند و تشكيك در عدالت او مىكنند « 2 » بلكه تمام خلايق را فاسق و خود را عادل مىدانند ، و

--> ( 1 ) . ظاهر عبارت در نسخه چنين است . ظاهراً صحيح اين گونه باشد : « و از نافرمانى حق مبرّا اند » . ( 2 ) . در حاشيه نسخه در اين جا چنين آمده است : « بدان كه اكثر علماء در شرايط امامت « عدالت و طهارت مولد » را شرط دانسته‌اند و مراد ايشان از عدالت عدم ثبوت فسق ايشان است ، نه اطلاع بر ملكه