قطب الدين الراوندي
447
سؤال و جواب فقهى ( فارسي )
استدر وجوب مطلق ، و يك حديث وارد نشده است در نهى از آن ، يا رخصت در ترك آن « 1 » ، با آن كه فريضه مزبوره به خصوص امام معصوم مسلّم است ، عدول از حكم ثقلين نمودن - كه قرآن مجيد و عترت پيغمبراند - به سوى شبهات جايز الخطا ، معلوم است كه چه صورت دارد . و ظاهر كريمه : « حُمِّلُوا التَّوْراةَ ثُمَّ لَمْ يَحْمِلُوها » عبارت اخراى « اوتوا علم التّوراة و كلّفوا العمل بما فيها ثم لم يعلموا بها » است « 2 » و اين اشاره است به اين كه جماعت مؤمنين هم هرگاه مكلّف شدند به احكام و عمل به مضامين آن ، و ياد داده شوند علم و فهم اوامر و نواهى او را ، و به مجرّد شبهات و احتمالات جمعى جايزالخطا ، مرتكب خلاف ظواهر آن شوند ، و تخصيصات و تأويلات نمايند ، بدون حجتى و بيّنه [ اى ] از شارع ، بلكه به مجرد تقليد جماعتى جايز الخطا ، هيچ منتفع نشوند به كلام خدا ، چنان كه « حمار » منتفع نمى شود به « أسفار » يعنى به كتاب ها [ يى ] كه بردارد . و اما آيهء ششم : « قُلْ يا أَيُّهَا الَّذِينَ هادُوا إِنْ زَعَمْتُمْ أَنَّكُمْ أَوْلِياءُ لِلَّهِ مِنْ دُونِ النَّاسِ فَتَمَنَّوُا الْمَوْتَ إِنْ كُنْتُمْ صادِقِينَ » اشاره است به اين كه تكبر كردن از حضور به جماعت مؤمنين و از رفتن و موعظه شنيدن و گوش به خطبه پيش نمازان كردن و خود را بهتر از ديگران دانستن و مستغنى از ديگران پنداشتن ، صفات علماى يهود است . و اگر اين معنى را راست مىگويند كه اولياءاللّهايم ، پس بايد آرزوى مرگ بكند ؛ به جهت آن كه اولياء اللّه
--> ( 1 ) . مراد رخصت در ترك افراد عادى ، غير از آنچه در روايات استثنا شدهاند ؛ همانند زن ، كودك ، برده ، مسافر ، ديوانه ، زمين گير و پير فرتوت . ر . ك : وسايل ، ج 7 ، ص 295 ، باب صلاة جمعه ، حديث 1 ، عبارت چنين است : « . . . و وضعها عن تسعة : عن الصغير و الكبير و المجنون و المسافر و العبد و المرأة و المريض و الاعمى و من كان على رأس فرسخين » . ( 2 ) . ر . ك : تفسير قمى ، ج 2 ، ص 366 ؛ تبيان ، شيخ طوسى ، ج 10 ، ص 5 ؛ مجمع البيان ، طبرسى ، ج 10 ، ص 8 ؛ تفسير الميزان ، ج 19 ، ص 266 ؛ طرائف ، سيد ابن طاووس ، ص 338 .