قطب الدين الراوندي
403
سؤال و جواب فقهى ( فارسي )
اوّل ، مثل آن است كه شترى قربان كرده باشد و هر كه در ساعت دوم برود مثل آن است كه كاوى قربان كرده باشد و هر كه در ساعت سيوم برود مثل آن است كه كوسفندى شاخدار قربان كرده و هر كه در ساعت چهارم برود مثل آن است كه مرغ خانكى قربان كرده باشد و هر كه در ساعت پنجم برود مثل آن است كه تخم مرغى هديه كرده باشد و چون امام به منبر برآيد صحيفهها در هم پيچيده شود و قلمها برداشته شود و ملائكه مجتمع شوند نزد منبر براى شنيدن ذكر يعنى خطبه . پس هر كه بعد از آن به مسجد آيد نيامده است او مكر براى حق نماز و او را از فضيلت پيش آمدن بهره نيست . « 1 » و ساعت اوّل تا طلوع آفتاب است و دوم تا بلند شدن آن و سيوم تا پهن شدن شعاع آن بر وجهى كه قدمها كرم شود در زمين و چهارم و پنجم بعد از چاشت بلند تا زوال . و بعضى از علما كفتهاند كه در قرن اوّل وقت سحر و بعد از صبح راهها پر از مردمان مىبوده كه به ازدحام و چراغ مىرفتهاند به جامع . و اوّل بدعتى كه در اسلام حادث شد ترك زود رفتن به جامع بود در روز جمعه . و شيخ صدوق - رحمه اللّه - در كتاب دعائم الاسلام از حضرت امير المؤمنين - عليه السلام - نقل كرده كه مردمان در آمدن به نماز جمعه سه قسماند : مردى به جهت سخن كفتن و جدال كردن مىآيد و حظّ او از جمعه همان است ، و مردى ديكر وقتى مىآيد كه امام خطبه مىخواند پس اكر حق تعالى خواهد او را ثواب دهد و اكر خواهد محروم كرداند ، و مردى ديكر حاضر مىشود پيش از بر آمدن امام به منبر و نماز مىكذارد آن مقدار كه مقدر شده باشد براى او با توجه و سكون تا آن كه امام به منبر بر
--> ( 1 ) . ر . ك : فتح الوهاب ، زكريا انصارى ( م 926 ق ) ، بيروت ، دار الكتب العلميه ، چاپ اول ، 1418 ق ، ج 1 ، ص 137 .