قطب الدين الراوندي

341

سؤال و جواب فقهى ( فارسي )

و « مطهرة » و « مَذهبة » - به فتح ميم در هر دو لفظ ، بر صيغهء اسم مكان ، أبلغ و أمتن است و بعضى به كسر محتمل دانسته‌اند ، بر صيغهء اسم آلت و بعضى ديگر به ضم نيز ضبط كرده‌اند ، بر صيغهء اسم فاعل ، و در مذاق بلاغت مستعذب « 1 » و گوارا نيست . بيست و دويم : استنجاء در مكان نجو و محل قضاى حاجت ، مكروه است ، و مستحب است كه محل استنجاء غير مكان نجو باشد . بيست و سيم : سنگى كه بعد از زوال عين مستعمل شده باشد ، خواه از تتمهء نصاب عدد ثلاثة به جهت اكمال نصاب و خواه ما فوق نصاب از براى ايتار عدد ، اگر چه طاهر است ، اما استعمال آن بار ديگر در استنجاء مطلقاً مكروه است آن شخص را و ديگرى را ، خواه استعمال آن در ازالهء عين بوده باشد ، و خواه به جهت اكمال عدد ثلاثة ، و خواه از براى ايتار ما فوق ثلاثة ، و حرام نيست اصلًا . بيست و چهارم : استنجاء به هر آبى كه مكروه الاستعمال باشد در وضو و غسل ، مكروه است ، مانند آب عيون جاريهء كبريتية و زاجية « 2 » ؛ چه در حديث وارد است كه آنها از فوح جهنم « 3 » است « 4 » - به فتح فاء و اهمال حاء بعد از واو ساكنه - و مانند آبى كه در آفتاب گرم شده باشد ؛ چه در حديث وارد شده كه مورث برص است « 5 » . بيست و پنجم : زوجهء حرّه را متولّى استنجاء ساختن ، كه مباشر باشد ، مكروه است و مستند كراهت قول أبي عبد اللّه الصادق ( ع ) « 6 » و حرام نيست ، خواه به عقد دوام

--> ( 1 ) . يعنى شيرين . ( 2 ) . عيون زاجية : چشمه‌هاى آب گرم . ( 3 ) . فوح : حرارت . ( 4 ) . المحاسن ، ج 2 ، ص 579 ؛ باب المياه المنهي عن شربها ، ح 47 ، من لا يحضره الفقيه ، ج 1 ، ص 14 ، ح 25 . ( 5 ) . الكافي ، ج 3 ، ص 15 ، ح 5 ، تهذيب الاحكام ، ج 1 ، ص 366 ، ح 1113 . ( 6 ) . الكافى ، ج 3 ، ص 17 ، ح 7 .